ورود هرگونه عنصر فرهنگى باطل در قرآن مسدود مىداند . « 1 » روشن است اينگونه اشارات برخاستهء از التفات تفصيلى ايشان به مباحث رايج امروزى در باب تاريخمندى متن نيست .
خلاصه و نتيجهگيرى
1 - تفسير شريف الميزان به لحاظ غناى تفسيرى و اسلوب بديع و اشتمال بر مباحث عميق كلامى و فلسفى و اجتماعى ، مرجعى بىبديل براى هر محققى است كه در حوزهء تفكر دينى به پژوهش و تأمل اشتغال دارد . هدف ما در اين مقاله بررسى امكان و ميزان اين مرجعيت براى پرسشهاى نو فكرى بود .
2 - اين مقاله با همه اجمال و ايجاز ، نشان داد حساسيت مرحوم علّامه نسبت به مباحث فكرى روز و سطح كمى و كيفى برخورد او با اين مسائل بهگونهاى است كه اين اثر شريف را در رتبهاى قرار مىدهد كه هيچ پژوهشگرى نمىتواند خود را مستغنى از مراجعه به اين اثر در حوزهء نوانديشى دينى بداند .
3 - اهتمام و دغدغهء ايشان براى حفظ سيماى تفسيرى اين اثر موجب آن بود كه در رويارويى فكرى با مباحث نوظهور ، جانب اختصار و ايجاز رعايت و در بسيارى از موارد جوانب بحث و دلائل آن بهطور كامل و مستوفى بررسى نشود .
4 - بايد دانست در مدت زمان كوتاه پس از نگارش الميزان ، جريان نوانديشى دينى متوقف نشد و پرسشهاى نو در حوزهء تفكر دينى مطرح شد كه مورد تعرض الميزان نبود .
5 - دو بند اخير ما را به قضاوتى واقعبينانه در باب موضوع مورد بحث ( الميزان و مباحث نو ) فرا مىخواند . محتواى اين داورى آن است كه الميزان گرچه همچنان مرجعى بىبديل در ميان تفاسير قرآن براى مباحث فكرى كهن و نو مىباشد ، با اين وجود در مواجهه با تمامى مشاكل فكرى معاصر ، جِدّ و جهد عالمانهء فراوانى نياز است . الميزان در باب برخى از مشاكل فكرى معاصر تنها مىتواند در حدّ نقطه اتكايى كه برخى مبانى را در اختيار مىنهد ، ايفاى نقش كند . غلبهء تام بر پارهاى از اين مباحث هرگز با مراجعهء صرف به الميزان حاصل نمىشود و حوزههاى علميه همچنان به شخصيتهايى چون علّامهء بزرگوار نيازمند است تا ابناى زمانه باشند و نيازهاى فكرى روز را با تكيه بر منابع اصيل اسلامى پاسخگو باشند .
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 436 - 437