تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
كنار زد و روح پيام آن را براى اعصار بعدى استنباط و فهم كرد . « 1 » مراد از « تاريخمندى فهم » آن است كه مفسّر متن با ذهنى خالى و عارى از هرگونه پيش‌فهم و پيش دانسته ، به سراغ متن نمىرود ، بلكه هر مفسّرى داراى افق معنايى خاص است و در چارچوب اين افق معنايى كه حاوى همهء پيش دانسته‌ها و انتظارات و علائق اوست ، با متن دينى و غيردينى مواجه مىشود و اين افق معنايى در فهم و درك او از متن تأثير اساسى دارد . افق معنايى هر مفسّر ريشه در سنّت دارد ؛ سنتى كه او را احاطه كرده و خود سنّت ، به مرور زمان امرى متحول و متغير و تاريخمند است . تاريخمندى سنت و افق معنايى ، موجب تاريخمندى و سيّاليت فهم و تفسير متن مىگردد . از اين رو يك متن در طول زمان تفسيرهاى بسيار متنوعى را مىپذيرد و فهم متن ، امرى ثابت و غيرسيال نيست و هيچ تفسير و فهمى ، تفسير نهايى متن نمىباشد . بر اساس تاريخمندى فهم ، هيچ فهمى ، عينى نيست و همهء تفسيرها متأثر از ذهنيت عالم مىباشند و به شكلى خالى از تفسير به رأى نيستند . اين دو ايده كه كاملًا متأثر از بحث‌هاى هرمنوتيكى معاصر ، به ويژه هرمنوتيك فلسفى « هيدگر » و « گادامر » و « بولتمان » مىباشد و برخى از جنبه‌هاى آن متأثر از كارهاى « ميشل فوكو » است ، « 2 » در ميان نويسندگان معاصر اسلامى هوادارانى يافته و گرايشى نو در عرصهء نوانديشى اسلامى را پديد آورده است . مشى تفسيرى مرحوم علّامه و نظريات علمى او طبعاً سرسازگارى با تاريخمندى متن و فهم ندارد و انديشهء او نتايج حاصل از تاريخمندى را بر نمىتابد ، ولى به علت نوظهور بودن اين مباحث و عدم گسترش اين رويكرد در زمان نگارش الميزان ، طبيعى است شاهد برخورد نگارندهء الميزان با اين مباحث نباشيم . در برخى مواضعِ الميزان جلوه‌هايى از طرح ناقص تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه به چشم مىخورد كه مورد انكار علّامه قرار مىگيرد . ايشان با تمسك به آياتى كه وجود هرگونه باطلى را در قرآن نفى مىكند ، راه را براى
هامش
( 1 ) . در ميان نويسندگان معاصر مسلمان ، « نصر حامد ابوزيد » بيش از ديگران بر تاريخمندى متن و نتايج حاصل از آن تأكيد دارد ، به ويژه در كتاب نقد الخطاب الدينى ( 2 ) . تأثيرپذيرى « محمد اركون » در بحث تاريخمندى از « ميشل فوكو » بيش از ديگران است . نوانديشان معاصر ايرانى نظير « عبدالكريم سروش » و « محمد مجتهد شبسترى » كه از تاريخمندى فهم دفاع مىكنند ، بيشتر تحت تأثير هرمنوتيك فلسفى « گادامر » هستند