تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
متفاوت و متغير مىشوند . بدين جهت ، ديگر نمىتوان از جزميت و وجود افكار و قضاياى ثابت و لايتغير و دائماً صادق دفاع كرد ، بلكه معارف و اخلاق و آداب ، همه در سيلان و تغييرند و صدق و اعتبارشان نسبى و زوال‌پذير است . مرحوم علّامه در مواضعى از تفسير ، متعرض نسبىگرايى شد و به نقد آن پرداخت . « 1 »

نظام سياسى اسلام

تبيين نظام سياسى اسلام و دفاع از آن در مقابل دموكراسىهاى رايج ، دغدغهء ديگر نگارندهء الميزان را تشكيل مىداد . « 2 » آنچه ذكر شد ، تنها نمايانگر گوشه‌اى از تلاش گستردهء ايشان در مواجهه با افكار نو و شبهاتى بود كه تفكر مذهبى رايج و مقبول را تهديد مىكرد . همين مقدار در ارائهء تصويرى اجمالى از گستره و قلمرو رويارويى فكرى علّامه با انديشه‌هاى نوظهور كفايت مىكند . در بررسى گسترهء طرح مباحث نو در الميزان ، توجه ما تنها معطوف قلمرو درگيرى فكرى ايشان با پرسش‌هاى نو و بررسى سطح كمّى تماس بود ، حال آن‌كه نحوه و عمق چالش وى با هر يك از اين افكار ، مطلبى است كه از زاويهء ديگر بايد مورد توجه قرار گيرد . به تعبير ديگر ، كيفيت رويارويى و سطح كيفى علّامه با اين پرسش‌ها و مسائل نوظهور جنبه‌اى است كه هم اكنون بايد به بررسى آن بپردازيم .

كيفيت رويارويى الميزان

با پرسش‌هاى نو واقع‌بينانه بايد اعتراف كرد مرحوم علّامه ، نگاهى استقلالى به اين مباحث نداشت و با فراغ بال و مجال واسع به ارزيابى و بررسى آنها نپرداخت ، زيرا همت او آن بود كه الميزان ، تفسير بماند و به سرنوشت تفاسيرى نظير الجواهر فى تفسير القرآن طنطاوى دچار نشود كه تطويل در طرح مباحث علمى و تنوع و تكثر اين‌گونه مباحث ، شكل تفسيرى را از آن بستاند . درست به همين دليل است كه مشاهده مىكنيم مرحوم علّامه علىرغم تضلع فراوان در عرفان و فقه و ديگر معارف اسلامى ، عنان قلم را مهار مىكند و در تفسير آيات عرفانى و فقهى و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 127 و ج 5 ، ص 7 ( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 110 و 129 و ج 9 ، ص 117