تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
مباحث نو فكرىِ مطرح در جوامع اسلامى درگير شده است . كمتر مسأله‌اى را مىتوان نشان داد كه از چشمان تيزبين اين مرد وارسته و توانا پنهان مانده باشد . براى اثبات اين مدّعا اشاره‌اى كوتاه به اهمّ مباحث مطرح شده توسط ايشان كفايت مىكند .

علم‌زدگى و تجربه‌گرايى

تجربه‌گرايى ( امپريسم ) و نگاه پوزيتويستى به مقولهء معرفت و بىاعتنايى به معرفت دينى و فلسفى ، روح غالب در انديشهء قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم اروپاست . در اواسط قرن بيستم و در زمان نگارش تفسير الميزان ، گر چه شاهد شكسته شدن صولت اين گرايش‌ها در مغرب زمين هستيم ، امّا از تأثير سوء آنها بر برخى مفسران و طبقه نوگراى دينىِ جوامع اسلامى نبايد غافل بود . علم‌زدگى ، بلكه علم‌پرستى برخى مفسران و تلاش جهت تأويل مادى برخى آيات كه بر حقايقى غيبى ، از قبيل ملائكه و شياطين و بهشت و دوزخ دلالت دارند ، گواه روشنى از تأثيرپذيرى پاره‌اى از مفسران و نويسندگان مسلمان ، از جريان فكرى علم‌زدگى است . « 1 » در تفسير الميزان در مواضع متعددى اين نگرش تفسيرى و رويكرد معرفتى مورد نقد قرار گرفته و بيانگر يكى از دغدغه‌هاى فكرى علّامه است . « 2 »

حقوق بشر

تبيين مواضع قرآنى دربارهء حقوق بشر و دفاع از مبانى و نظام حقوقى اسلام در مقابل ارزش‌هاى ليبرالى و حملات مدافعان تساوى حقوق ، جلوه‌اى ديگر از تلاش‌هاى فكرى مرحوم علّامه را به نمايش مىگذارد . مباحثى نظير آزادى در اسلام « 3 » و جايگاه و منزلت زن ، « 4 »
هامش
( 1 ) . سر سيد احمد خان هندى در تفسير خويش به نام تفسير القرآن و هو الهدىوالفرقان نمونهء روشنى از علم‌پرستى را ارائه مىدهد و به تأويل و توجيه مادى امور غيبى همت مىگمارد . طنطاوى جوهرى ( م 1358 ق ) صاحب الجواهر فى تفسير القرآن نيز گر چه علم‌زدگى خويش را دائماً هويدا مىسازد ، اما كمتر به تأويل‌هاى سركش و بىمنطق سر سيد احمدخان دست مىزند . با اين وجود تفسير او خالى از برخى تأويل‌هاى مادى نيست ( 2 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 5 - 6 و 86 و 217 و 297 ، دارالكتب الاسلاميه . در ج 2 ، ص 158 به بعد ، به نقد و بررسى برخى ديدگاه‌هاى مادى و غير متعارف در باب ماهيت وحى و نبوت مىپردازد ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 122 و ج 6 ، ص 369 و ج 2 ، ص 361 و ج 10 ، ص 384 - 388 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 273 - 291 و ج 4 ، ص 270 و 330 ، 371