نهاده و به استنطاق آيات قرآنى پرداختهاند ، هرگز از لحاظ جامعيت و گسترهء مباحث و غنا و كيفيت آن ، ياراى هماوردى با الميزان را نداشتهاند . در نوشتار حاضر توجه ما معطوف ويژگى اخير اين تفسير گرانسنگ است .
مرحوم علّامه در الميزان ، چه در ضمن بررسى آيات و چه در قالب مباحث مستقل فلسفى و كلامى و اجتماعى و اخلاقى ، مسائل متنوع و متعددى را از نظر گذرانده و به پاسخگويى بسيارى از نيازهاى فكرى اهتمام ورزيده است . در اين مقاله در صدد بررسى همهجانبهء اين تلاش مشكور نيستيم ، بلكه برآنيم كه برخورد و مواجه علّامه رحمه الله با پرسشهاى نو و مباحث نوظهور را بررسى نماييم . در اين بررسى سه هدف اصلى را دنبال مىكنيم :
الف ) گزارشى اجمالى از انديشههاى نوى كه الميزان با آن درگير شد .
آنگونه كه خواهيم ديد ، برخى از اين محورها برخاسته از نگرش الحادى به انسان و هستى است و برخى ديگر ناشى از شكلگيرى گرايشهاى نو در عرصهء تفكر دينى ؛ مقولهاى كه از آن به « نو انديشى دينى » تعبير مىكنيم .
بگسترهء درگير شدن الميزان با هر يك از اين محورها .
واقعيت آن است كه افكار و پرسشهاى نو ، در تحول و تطوّرند و هر عالم دينى بهطور طبيعى با حجم محدودى از آنها درگير مىشود . ميزان طرح مسائل نو در مكتوبات يك عالم ، به مقدار اطلاع او از افكار و مباحث نو و حساسيت او به آنهاست .
ج ) اشارهاى اجمالى به ساحتهاى نو تفكر دينى و فلسفى كه در تفسير شريف الميزان مورد تعرض قرار نگرفتهاند ، در عين حال كه برخورد مستقيم با انديشهء دينى دارند .
دو هدف نخست ، در شناخت و بازخوانى گسترهء تفكر علّامه مدد فراوان مىرسانند و نشان مىدهند اين مرد بزرگ در زمانهء خويش از چه تيزبينى و هوش سرشار و حساسيت فكرى و غيرت دينى برخوردار بوده است ، افزون بر اينكه تابلوى ناقص از جوّ فكرى حاكم بر جامعهء دينى در زمانهء تدوين الميزان را ترسيم مىكند .
هدف بند سوم ، بيان اين واقعيت است كه جامعهء دينى در فاصلهاى كوتاه پس از نگارش الميزان ، با چه حجم مسائل نوظهور مواجه گشت و گسترهء فرهنگى معاصر آكنده از چه نوع شبهات و معضلات فكرى بود كه پاسخ مستقيم آنها از مراجعه به الميزان به دست نمىآمد .
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٤٢