در استثنا مقدّر مندرج است .
ولى در جايى كه محلّ مناسب ذكر آن بزرگوار بود از آن دريغ نداشتند و با تجليل و تكريمى خاصّ از ايشان ياد مىكردند ؛ از جمله در تصديرى بر تذييلات مكاتبات عَلَمين كربلايى و اصفهانى به عنوان محاكمات چنين نوشتهاند :
. . . ( آقاى آقا سيّد احمد كربلايى ) اخيراًدر بوتهء تربيت و تهذيب مرحوم آيةالحقّ و استاد وقت شيخ بزرگوار آخوند ملّا حسينقلى همدانى - قدّس اللَّه سرّه العزيز قرار گرفته و ساليان دراز در ملازمت مرحوم آخوند بوده و از همگنان گوى سبقت ربوده و . . . در صفّ اوّل و طبقهء نخستين تلامذه و تربيت يافتگان ايشان مستقر گرديده و در علوم ظاهرى و باطنى مكانى مكين و مقامى امين اشغال نمود . و بعد از درگذشت مرحوم آخوند ؛ در عتبهء مقدّسهء نجف اشرف اقامت گزيده و به درس فقه اشتغال ورزيده و در معارف الهيّه و تربيت و تكميل مردم ، يد بيضا نشان مىداد .
جمعى كثير از بزرگان و وارستگان به من يمن تربيت و تكميل آن بزرگوار قدم در دايرهء كمال گذاشته و پشت پاى به بساط طبيعت زده ؛ و از سُكّان دار خُلد و محرمان حريم قرب شدند ، كه از آن جمله است سيّد أجَلّ ، آيت حقّ ، ونادرهء دَهر ، عالِم عابِد فقيه مُحَدِّث شاعر مُفلِق ، سيّد العلماء الربانيين مرحوم حاج ميرزا علىّ قاضى طباطبائى تبريزى متولد 1285 ق و متوفاى 1366 ق كه در معارف الهيّه و فقه حديث و اخلاق ، استاد اين ناچيز مىباشند ( رفع اللَّه درجاته السّامية و افاض علينا من بركاته ) .
بارى ، علّامه به استاد خود مرحوم قاضى علاقهء فراوانى داشت و حقّاً در مقابل او خود را كوچك مىديد و در چهرهء مرحوم قاضى يك دنيا عظمت و أُبهت و اسرار و توحيد و ملكات و مقامات مىجست . روزى به ايشان عطر تعارف كردم ، ايشان عطر را به دست گرفتند تأملّى كردند و گفتند : « دو سال است كه استاد ما مرحوم قاضى رحلت كردهاند و من تا به حال عطر نزدهام » . تا همين زمان اخير نيز هر وقت بنده به ايشان عطرى دادهام ؛ دَرِ آن را مىبستند و در جيبشان مىگذاردند و من نديدم كه ايشان استعمال عطر كنند ، با اينكه از زمان رحلت استادشان سالها گذشته بود .
استاد علّامه مىفرمود :
چون به نجف اشرف مشرف شدم ، گاهى به لحاظ خويشاوندى به محضر مرحوم قاضى
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٢١