تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
مرد جهانى است از علم و درايت و ادراك و فهم . در آن‌جا براى ما خوب مشهود شد كه :
هر آن كو ز دانش برد توشه‌اى * جهانى است بنشسته در گوشه‌اى
در همان مجلس ، شيفتگى و ارادت به ايشان يكباره اوج گرفت ، لذا تقاضا نموديم يك درس خصوصى فلسفه براى ما بيان كنند كه آزادانه بتوانيم در بين درس به بحث و گفت و گو بپردازيم . ايشان با كمال بزرگوارى پذيرفتد . بارى ، ايشان درس فلسفه را براى ما شروع كردند و با آن‌كه بنا بود خصوصى باشد ، طلّاب مطّلع شدند و در روز اوّل حدود يكصد نفر مَدرس را پر كردند . در عين حال كه در بين درس نيز به قدر كافى بحث و گفت و گو مىشد ؛ و ليكن به علّت جمعيّت صلاح نبود كه اشكال‌ها و ايرادها از سطح معمولى درس بالا رود ؛ بنابراين ، براى روشن شدن بعضى از مطالب ، پيوسته ما پس از خاتمهء درس تا دَرِ منزل همراه ايشان مىرفتيم و در راه همواره گفت و گو بود . عشق و علاقهء ما به ايشان زياد شد و چون مردى ساده و بزرگوار و خليق و با حيا و بىآلايش بودند ؛ عيناً مانند يك برادر مهربان و رفيق شفيق با ما رفتار مىكردند . عصرها در حجره مىآمدند و هر روز يكى - دو ساعت را علاوه بر درسِ رسمى ، براى ما گفت و گوهايى از قرآن مجيد و معارِف الهى داشتند . علاوه بر درس فلسفه ، يك دوره از هيئت قديم را هم براى ما درس داد و درس تفسير را نيز شروع كرد . بارى ، عظمت و ابّهت و سكينه و وقار در وجود ايشان استقرار يافته و درياى علم و دانش چون چشمهء جوشان فَوَران مىكرد . پاسخِ سؤال‌ها را آرام آرام مىدادند ، گاهى گستاخى ما به حدّ اعلا مىرسيد ؛ ايشان ابداً از آن مَشىِ خود خارج نمىشدند ؛ حتّى براى يك دفعه صدايشان از همان صداى معمولى بلندتر نمىشد و آن ادب و متانت و وقار و عظمت پيوسته به جاى خود بود و جام صبر و تحمّل لبريز نمىگشت . گهگاهى از حالات بزرگان و اولياى خدا و مكتب‌هاى عرفانى بر ما بياناتى داشتند ؛ بالاخصّ از استاد نجف خود در معارف الهى و اخلاق ، مرحوم سيّد العارفين و سند المتألّهين آيةاللَّه الوحيد آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى - رضوان اللَّه عليه - بيان مفصّلى داشتند ، كه بسيار دلنشين و دلپسند بود . مجالسِ ما با ايشان علاوه بر اوقات دروس رسمى ، در شبانه روز گاهى به دو - سه ساعت مىرسيد .