[ گفتارى از رضا مختارى ]
جلوهاى از « مهر تابان »
رضا مختارى
مهرتابان « 1 » يكى از آثار بسيار سودمند در سرگذشت و آرا و افكار علّامهء طباطبائى - طيّب اللَّه ثراه ، و جعل الجنّة منقلبه و مثواه - است . آنچه در پى مىآيد چكيدهاى از اين كتاب و جلوهاى از آن خورشيد فروزان ، با اندكى تقديم و تأخير و تصرّف لفظىِ غيرِ مغيِّر معناست ، براى كسانى كه فرصت يا حوصلهء مطالعهء تمام اين كتاب را ندارند .
حقير در سال 1364 قمرى براى تحصيل علوم دينى وارد قم و در مدرسهء حجتيه ساكن شدم . در همان اوان شنيدم سيّدى از تبريز آمده ، معروف به قاضى و در رياضيات و فلسفه زبردست است . ما مترصّد بوديم با او ديدار كنيم ، تا آنكه يكى از دوستان روزى گفت : بيا به ديدن ايشان برويم .
چون به منزل ايشان وارد شديم ، ديديم كه اين رجل معروف و مشهور همان سيّدى است كه ما همه روزه در كوچهها ، در بين راه او را مىديديم و ابداً احتمال نمىداديم كه او از اهل علم باشد ، فضلًا از تبحّر در علوم . او با عمامهء بسيار كوچك از كرباس آبى رنگ و تگمههاى باز قبا و بدون جوراب با لباس كمتر از معمول ، در كوچههاى قم تردّد داشت .
معانقه كرديم و نشستيم . گفت وگو و سخن از اطراف و جوانب پيش آمد ؛ ديديم نه ، واقعاً اين
هامش
( 1 ) . مهر تابان : يادنامه و مصاحبات تلميذ و علّامه : عالم ربّانى علّامه سيد محمد حسين طباطبائى تبريزى ( أفاض اللَّهعلينا من بركات تربته ) . از آيةاللَّه سيد محمد حسين حسينى تهرانى . چاپ اوّل ، [ تهران ] ، انتشارات باقر العلوم عليه السلام ، [ 1361 ش ] ، ص 312