معصوم عليه السلام نداشتهاند نبايد كامل شناخت .
مطلب هفتم : حجيّت ظواهر
علّامه طباطبائى ، در تفسير الميزان دربارهء حجيّت ظواهر سخن گفتهاند ، و در كتاب شيعه در اسلام موضوع را به روشنى مطرح ساختهاند و ظواهر آيات و اخبار را ، هم در اصول عقايد و هم در احكام فقهى ، حجّت دانستهاند . بيان ايشان را در اين باره در كتاب مكتب تفكيك آوردهام . براى كسانى كه اكنون آن كتاب و كتاب شيعه در اسلام را در اختيار ندارند ، اين مطلب مهم و اساسى را نقل مىكنم :
قرآن كريم ، كه مأخذ اساسى تفكّر مذهبى است ، به « ظواهرالفاظ خود » ، در برابر شنوندگان خود ، حجّيت و اعتبار داده است . و همان ظواهر آيات ، بيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را تالىِ بيان قرآن قرار مىدهد و مانند آن حجّت مىسازد . . . .
پس بيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله براى كسانى كه از آن حضرت مىشنوند ، يا با نقل قابل اعتماد نقل مىكنند ، حجّت و لازم الاتّباع است .
همچنين با تواتر قطعى از آن حضرت رسيده است كه بيان اهل بيت وى ، مانند بيان خودش مىباشد . و به موجب اين حديث و احاديث نبوى قطعى ديگر ، بيان اهل بيت تالىِ بيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىباشد ؛ و اهل بيت در اسلام سمت مرجعيّت علمى داشته ، در بيان معارف و احكام اسلام هرگز خطا نمىكنند ، و بيانشان به طريق مشافهه ، يا نقل قابل اعتماد ، حجّت است . از اين بيان روشن مىشود كه « ظواهر دينى » كه در تفكّر اسلامى ، مدرك و مأخذ مىباشد ، دو گونهاند : كتاب و سُنّت . و مراد از كتاب ، ظواهر آيات كريمهء قرآنى مىباشد و مراد از سُنّت ، حديثى است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام رسيده باشد .
مطلب هشتم : « حديث ثَقَلين » و اهميّت آن
علّامه طباطبائى ، حديث معروف « ثَقَلين » را « متواتر » مىخوانند و « علم قرآن » را نزد اهلبيت عليهم السلام مىدانند ، و اشاره به احاديث « منع تفسير قرآن به رأى » مىكنند ، و همچنين احاديثى كه در آنها پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تأكيد كرده است كه امّت به ائمّهء اهلبيت عليهم السلام رجوع كنند ،