جز اين نيست كه تأخير انداختن ماههاى حرام از زمان خودشان تغيير دادن حكم خداست و كفر است ؛ مشركان كفرپيشه با اين كار بر كفر خويش مىافزايند و با اين كار نادرست ساير كافران نيز به گمراهى كشيده مىشوند .
كارشان بدينگونه است كه ماه حرام را يك سال حلال مىشمرند و حرمتش را براى ماه بعد قرار مىدهند و سال ديگر حرمت آن را بازمىگردانند و بدينطريق حرام و حلال را جابهجا مىكنند تا تعداد آنچه حرام مىشمرند با تعداد آنچه خدا حرام كرده است يكسان باشد ، ازاينرو آنچه را خدا حرام كرده است حلال مىشمرند ، هرچند تعداد آن را حفظ مىكنند . كارهاى ناروايشان براى آنان آراسته شده است و خداوند به كافران توفيق هدايت و دستيابى به سعادت را نخواهد داد . ( 37 )
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، شما را چه سودى است كه وقتى به شما مىگويند در راه خدا براى جهاد حركت كنيد ، كندى و سنگينى مىكنيد و به زمين مىچسبيد ؟
آيا به زندگى دنيا بسنده كرده و آن را پسنديده و از زندگى آخرت چشم پوشيدهايد ؟ پس بدانيد كه بهرهء زندگى دنيا در برابر آخرت جز بهرهاى ناچيز نيست . ( 38 )
اگر براى جهاد حركت نكنيد ، خداوند شما را به عذابى دردناك كيفر مىدهد و به جاى شما مردمى ديگر مىآورد كه فرمان جهاد را ناديده نمىانگارند و در آن سستى نمىورزند ، و اگر خدا شما را از ميان ببرد هيچ زيانى به او نمىرسانيد بلكه خود زيانكار خواهيد شد كه خداوند بر هركارى تواناست . ( 39 )
اگر پيامبر را يارى نكنيد او بىياور نخواهد ماند ، چنان كه پيشتر خدا او را يارى كرد ، آنگاه كه كافران مكّه او را بيرون كردند ( در صدد كشتنش برآمدند و او به ناچار از آن شهر بيرون رفت ) و جز يك تن كسى همراهش نبود ، زمانى كه آن دو در آن غار ( غار ثور ) بودند ، وقتى كه به همراهش مىگفت : اندوه مدار و بدان كه قطعا خدا با ماست . آرى ، در چنين موقعيتى خدا پيامبرش را يارى كرد و آرامشى از جانب خود بر او فروفرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمىديديد نيرو بخشيد ، و سخن كافران و تصميم آنان بر قتل پيامبر و برچيدن رسالت را پستترين سخنان قرار داد و آن را بىنتيجه ساخت ، و سخن خدا كه همانا يارى پيامبر و سيطرهء دين اوست ، برتر و فايق بر سخن و تصميم كافران است و خداوند شكستناپذير و كارهايش همه از روى حكمت است . ( 40 )
ترجمه قرآن كريم بر اساس الميزان ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: سيد محمد رضا صفوى
ص١٩٣