8 منزل آخر
كسى كه از دوران كودكى و نوجوانى به كار درس و نظم شعر و انديشهء سياسى و مسئوليتهاى خطير اجتماعى سرگرم بوده است ، و در جوانى به چنان وظايف سنگينى پرداخته كه كارآزمودگان و كهنسالان از عهدهاش بر نمىآمدهاند ، كسى كه تا چشم باز كرده خود را در مجموعهاى از افتخارات و بزرگيها و مجد و شكوه و شرف ديده است ، بزرگمردى كه چون خود را با وزير و امير و خليفه مىسنجيده كفهء حسب و نسب و خانواده و قبيله و دانش و فضيلت خويش را سنگينتر مىيافته ، سيدى علوى كه چون به گذشتهء چهار صد سالهاش مىنگريسته حقّ پدران و نياكان خويش را ، از آغاز تا آن روز ، غصب شده ، و در تصرف افراد ناشايست و بى لياقت مشاهده مىكرده است ، طبيعى است كه در اوج جوانى و پختگى بميرد ! « چنين شخصى اگر بميرد ، نه تنها قابل سرزنش نيست ، بلكه كارى بسزا انجام داده است . » « 1 » سيّد رضى پيوسته در انتظار فرصت بود ، تا چنان كه خدا توفيق دهد
هامش
( 1 ) . مضمون سخن امير المؤمنين در خطبهء 27 نهج البلاغه ، پس از شنيدن خبر حمله به انبار و تجاوز به خانهء يك زن مسلمان و يك زن غير مسلمان بى دفاع .