تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
پيامبر متعلق به شما نيست ، آيا در ميان شما تبار كسى به فاطمه مىرسد ، يا جدّى مانند محمّد ( ص ) دارد ؟ همهء افتخارشان ، در نزد دشمنان ، بدين است كه زبان آورانى فرياد زن « 1 » هستند ، پسينيان و پيشينيان ، پيش از اين يا پس از اين ، بديشان در برابر ما افتخار كردند ، بوسيلهء ما شرافت يافتند ، و به خاطر جد ما آفريده شدند ، و ايشان ، اگر نعمتهاى و نيكيها را بشمارند ، از دست‌پروردگان ما هستند . ( ديوان 1 - 407 ) از اين هم پيشتر و بالاتر گام گذاشته خود را در شعرى امير المؤمنين مىداند : اين امير المؤمنين محمد است ، كشتگاهى بزرگ و زادگاهى پاكيزه دارد ، آيا تو را همين بس نيست كه مادرت فاطمه است ، و پدرت حيدر و جدّت احمد ( ص ) ؟ شبانه‌روز مهمانسراى او در بخشندگى ، از بسيارى مهمان جاى ندارد ، و خانهء نعمتها و بخشندگيهايش براى كسى تقليدپذير نيست . ( ديوان 1 - 409 ) ليكن در برابر اين ادعاها و آرمانها موانعى مىبيند : شگفتا از گمانى كه محمّد در درون مىپروراند ، زيرا گمان در جاهايى فريبنده است ،
هامش
( 1 ) . گويا زبان آور اشاره به عبد اللّه بن عباس ، نياى خلفاى عباسى باشد كه به او « منطيق » مىگفتند ، و در زبان آورى كسى را ياراى برابرى با او نبود ، و فرياد زن ، هم مىتواند منظورش عبّاس بن عبد المطلب عموى پيامبر اكرم ( ص ) باشد كه به وى « جهورىّ الصوت » مىگفتند ، و در بعضى موارد ، و از جمله در جنگ حنين ، بلندگوى رسول گرامى ( ص ) شد ، و با فرياد خود انصار را ، پس از شكست نخستين سپاه از احزاب دوم كه در تنگهء حنين كمين كرده به سپاه اسلام شبيخون زدند ، به يارى پيامبر ( ص ) فرا خواند .