7 نقابت و خلافت
سيد رضى همان گونه كه در شعر و ادبيات سرآمد ديگران و شخصيتى برجسته و بيمانند بوده است ، و به همان نحو كه در فراگرفتن و به كار بردن دانشهاى زمان نبوغى از خود نشان داده است ، در كارهاى سترگ و مسئوليتهاى اجرايى بزرگ نيز شايستگى چشمگيرى از خود بروز داد . او كه از دوران جوانى كارهاى مهمى را عهدهدار شد ، به اطرافيان وانمود كرد كه براى به دست گرفتن زمان خلافت ، و فرمانروايى هم استعداد شخصى و استحقاق خانوادگى و موقعيت اجتماعى ، و پذيرش همگانى دارد .
بطورى كه هم خود او و هم دوستانى مانند ابو اسحاق صابى انتظار داشتند به خلافت برسد ، بهاء الدوله او را جانشين خود در بغداد مىكند ، و به مقامات والايى ، در معنى برابر با خلافت و در ظاهر پايينتر از آن دست مىيابد .
ثعالبى مىگويد :
پدرش ابو احمد ، با ابو الحسن محمد بن عمر بن يحيى ، مورد توجه و منظور نظر علويان عراق بود ، و از قديم نقابت طالبيان و فرمانروايى بر همهء آنان را داشت ، و نظر در مظالم [ نظارت عاليه بر