سياست امرى است مهم و خطير ، و در صورتى كه شخص نتواند چنان كه بايد وارد آن شود ، يا نقش خود را به بهترين وجه در آن ايفا نكند ، با شكستى حتمى رو به رو خواهد گرديد .
ليكن شعر ، در بسيارى از حالات و اوضاع فردى و اجتماعى ، در برابر و در حالت نقيض سياست قرار دارد .
شعر ، به عنوان يك موهبت يا احساسى هنرى ، واقعيت را نمىپذيرد ، و بر آن مىشورد ، يا در بسيارى از اوضاع و آداب و رسوم و سنتها و محيطهاى فكرى و روحى ، به دستور واقعيتها توجهى نمىكند .
از اين روى ، جوامع بشرى - بويژه در شرق - هنگام تغيير وضع و دگرگونى از حالتى به حالت ديگر ، براى رها شدن از دردها و ناملايماتى كه دچار است ، و رنجهايى كه مىبرد ، به شعر سياسى پناه مىجويد .
اين نوع شعر پيوسته با زندگى سياسى همگام است ، و پا به پاى آن به حركت در مىآيد . اين گونه شعر است كه به شكل برجستهاى در تاريخ اسلامى و عربى خود را نشان مىدهد ، و در هر محيط و هر زمان شاعر برجستهاى داشته است .
يكى از انديشههاى ويژهء عرب ، انديشه و احساس قبيلگى او است .
اين احساس ، در همهء دوران تاريخ عرب ، از جاهليت گرفته تا صدر اسلام ، و از دورهء اموى تا عباسيان ، و از سقوط عباسيان تا امروز ، در وجود افراد عرب ، و بخصوص شاعران وجود داشته است .
همين احساس و درك است كه از جهت سياسى ، بر شعر سيّد رضى چيره است ، و بر قلب و عواطف او ، در بيشتر شعرهايش ، اثر شديدى گذاشته است .
امّا باد توجّه داشت كه سيّد رضى پيش از آنكه سياستمدار باشد ، شاعر است ، و همهء احساسات و انديشهها و انگيزهها و گرايشهايش ، از
سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: سيد محمد مهدى جعفرى
ص١٣٣