در عيد قربان قصيدهاى بدر مدح پدر مىسرايد و عيد اضحى را به وى تبريك مىگويد و به ذم ابن عبد اللّه مىپردازد ، و آن پس از مرگ مطهر است .
- در سال 374 ه كه پدر هنوز در زندان است قصيدهاى در 119 بيت ، در مدح او مىسرايد و به فارس مىفرستد . اين قصيده از طولانىترين قصايد اوست كه در 15 سالگى سروده است و نكات تاريخى بسيارى را در آن گنجانيده است .
- از هنگامى كه شرف الدوله ، در سال 376 ه ، پدر سيّد و ديگر زندانيان را ، پس از گرفتن شيراز ، از دژ اصطخر آزاد كرده با خود به بغداد برد ، تا رسيدن پدرش بدان جا ، چندين قصيده در مدح پدرش سرود ، يكى را پيش از رسيدن وى به بغداد ، به پيشواز او فرستاد ، و قصايد ديگر را به مناسبتهاى مختلف در همان سال و سالهاى بعد ، به وى تقديم كرد . اين جريان بر روحيهء نوجوان تأثير بسيارى گذاشته ، حتى مىتوان گفت شخصيت بعدى او را ، تا اندازهء زيادى شكل داده است ، بخصوص كه داراييهاى بسيار قابل توجه اين خانواده را هم مصادره كرده بودند . اگر چه پس از آزادى حسين آنها را ، به تدريج به او پس دادهاند ، ليكن اثرش چنان بر سيّد باقى مانده است كه حتى در سال 396 ه ، به گفتهء توضيح دهندهء عناوين شعرها در ديوان ( ج 1 ، ص 427 ، قافيهء راء ) ، نيز به مناسبت روز غدير ، قصيدهاى در مدح پدر مىسرايد و عيد غدير را به او تبريك مىگويد و از آزاد شدن همهء املاك او شادمانى خود را اظهار مىدارد . البته قصيدهء عينيهء ديگرى نيز در مدح پدر دارد ( ديوان ، ج 1 ، ص 606 ) كه توضيح دهنده مىگويد : « اين قصيده را در مدح پدرش سروده است ، و از اين كه همهء املاك او را به طور كامل در سال 386 ه به وى باز گردانيدهاند ، به وى تبريك مىگويد » . كه اين تاريخ ، يعنى ده سال پس از آزادى پدر ، درستتر به نظر مىرسد .
سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: سيد محمد مهدى جعفرى
ص١٢٥