- در جمادى الاولى سال 392 ه براى زيارت مشهد امير المؤمنين ( ع ) به كوفه مىرود ، و از آنجا راه خود را به سوى حيره كج مىكند . در آنجا به آثار ويرانهء ساختمانهاى باستانى و شگفت انگيز مىنگرد ، و مىبيند كه آهوان در ميدان كاخهاى ويران شده مىچرند . قصيدهاى عبرت انگيز مىسرايد و از شكوه گذشته و وضع كنونى آنجا ياد مىكند :
ما زلت أطّرق المنازل بالنوى * حتّى نزلت منازل النّعمان
پيوسته از راه دور همهء منازل را مىپيمودم ، تا اين كه به منزلهاى نعمان فرود آمدم .
( ديوان 2 - 468 ) - در سال 379 ه بهاء الدوله به سلطنت مىرسد ، و خليفه القادر باللّه با سكينه دختر بهاء الدوله ازدواج مىكند ، چنان كه الطائع با دختر عضد الدوله ازدواج كرد .
اين دامادى ميان آل بويه و خلفاى هاشمى از بنى عباس ، شريف را برانگيخت كه چنين گويد :
اى آل بويه مردم را جز شما نمىبينم ، و به خلق شكايت نمىبرم كه فرزندانتان از دست رفتند ، نبخشيدن شما را بخشش ، كندى شما را جدى ، و خوارى كردنتان را عزت ، و تلخيتان را عسل مىبينم .
- در سال 387 ه ميان عضد الدولهء ديلمى پسر عز الدولهء بختيار و صمصام الدوله پسر عضد الدوله اختلاف شدت يافت و سپاه بغداد به طرفدارى از صمصام الدوله و سپاه فارس به طرفدارى از بهاء الدوله در برابر يكديگر ايستادند ، ابو احمد حسين براى اصلاح ميان آن دو به فارس رفت و ماندنش به درازا كشيد . سيّد رضى قصيدهاى ، در رمضان سال 387 ه ، در مدح پدر مىسرايد و از دوريش اظهار ناراحتى مىكند .
- مطهر بن عبد اللّه ، وزير عضد الدوله ، پدر سيّد را دستگير مىكند و به زندان مىاندازد ، سيد رضى در سال 376 ه كه سال آزادى پدرش است ،