پدر سيّد رضى ، و ديگران براى از ميان برداشتن اين درگيريها و اختلافها يارى مىجست . همهء مكتبها و فرقههاى اسلامى ، و حتى اديان ديگر ، آزادانه ، عقايد و افكار خود را تدريس و ترويج مىكردند ، بحثهاى علمى ، در همهء زمينهها آزاد بود . مكتب اعتزال ، به علت عقلگرايى حاكم و حاكميت فرهنگ تشيّع ، بيش از ديگران رواج داشت . همهء مكاتب فقهى اسلامى نيز به بحث و درس مشغول بودند . طه عبد الرءوف سعد مىنويسد :
شريف شيعه بود ليكن شيعى معتدل و بى تعصب ، و اين اعتدال را از پدرش به ارث برده بود . فتنهء ميان سنى و شيعه را در سال 380 ه پدرش دفع كرد ، و شريف اين صلح را با اشعار خود ثبت كرده است :
حادثهاى سخت آشوبگر بال خود را بر بغداد گسترانيد و بر آنجا مسلّط شد ، و سايهء تيرهء خود را بر همه جا افكند ، شعلهء سرخ رنگ خود را در همه جاى شهر و به همهء فضا بر افروخت ، ابر فتنهاى را از بغداد زدودى كه سر و صدايش تا امروز شمال و جنوب را فرا گرفته بود ، و اگر تو نبودى جمجمههاى بريده از ديوار شهر فراتر مىرفت و خندقها از خون پر مىشد .
( ديوان 1 - 91 ) در واقع شريف عصبيت مذهبى نداشت ، و تا اندازهء زيادى آزاد انديش بود ، همهء مذاهب اسلامى را آموخته بود ، تا عقل و انديشهء خود را از انوارى كه فقها در اختلافات خود پرتو افكن مىساختند روشن گرداند . و با وجود اين كه مذهب شافعى در آن روزگار طرفدار نيرومندى در عراق نداشت ، و مصريان طرفدار آن بودند ، اهتمام وى به مذهب شافعى معروف است . « 1 »
هامش
( 1 ) . مقدمهء المجازات النبويه ، ص 16 ، به نقل از دكتر زكى مبارك ، عبقرية الشريف الرضى ، ج 1 ، ص 163 .