بسيارى از گفتهء حكيمان بزرگ ، و اوصاف شاعران سترگ ، آمده است ، و شريف چنين توضيح مىدهد :
نحن مع الأيّام في وقائع * من المقادير ، و غارات تشن
ما همراه با روزگار به اندازهگيرى رخدادها سرگرميم ، در حالى كه حملههايى بر سرمان مىبارد ، مصيبتهاى سنگين افزوده شوند ، سپس يكباره كاهش يابند ، قلب خود را آمادهء دريافت آنها كرده آسوده مانده است .
( ديوان 2 - 440 ) و در جاى ديگر مىگويد :
هنگامى كه از روزگار آسوده خاطر شدى ، جز از برادران بر حذر مباش .
ممكن است از پند و اندرزهاى يادشده در بالا تعجّب كنى ، زيرا آنها را از كسى مىدانى كه به بسيارى دوستان ، و پيوند با شاهان و فرمانروايان و وزيران و ديگر بزرگان مشهور است .
ليكن تعجبت هنگامى بر طرف مىشود كه از برون به درون روى ، و در انگيزهها و بهانهها و جاذبهها نيك بينديشى ، سپس به وجه امتياز بزرگى كه پيوسته بر سراسر زندگى شريف چيرگى دارد بنگرى ، و آن وجه امتياز بزرگ همان شاعر بودن اوست ! با بررسى و پژوهش ، در وجود شريف رضى نه يك دولتمرد مىبينى ، نه يك انديشور ، نه يك پژوهشگر ، نه يك حكيم ، و نه موعظهگر ، بلكه تنها خود را در برابر يك شاعر فرهيخته مىنگرى .
در رويكردهاى فكرى او ، در فعاليتهاى سياسى او ، در آراء فلسفى پختهء او ، چيزى جز يك فرهنگ و الا نيست ، فرهنگى رشد يافته كه در ميدانهاى گوناگون و زمينههاى مادى و معنوى ، با احساسى لطيف و فراگير همراه است ، و به آراستگى و والايى و غناى بيشتر آن يارى مىرساند . « 1 »
هامش
( 1 ) . الشريف الرضى ، عبد اللطيف شراره ، صفحات 59 تا 61 .