و نيز در سال 392 در زهد و مذمت روزگار گفته است :
اندكى بينديش نيرنگ دنيا تو را فريب ندهد ، در كار خود كار آزموده است و تيرهايش كشنده ، آيا در سراى نابودى اميد جاودانگى دارى ، و در دام بلاها اميد امنيت و آسايش ؟
( ديوان 2 - 557 ) و در موضوع زهد گويد :
به آنان كه تنها به چريدن در دنيا سرگرمند بگو : شما را چه مىشود كه با چشم باز مانند خفتگانيد ؟
كو آن گردنكشان و زبان آوران پيش از شما كه به سوى بيماريهاى روزگار سرازير شدند و مردند ؟
بر سر رسيدن به قدرت با يكديگر رقابت داشتند ، و با اصرار به دنبال كاروانها به پيش مىتاختند ، ماندن ، يك نگاه سريع است ، اقامت كردن با شتاب و تحريك همراه است ، و چريدن يك چشم به هم زدن ، و بر سر آب در آمدن به اندازهء چشيدنى است ، بدين روزگار به چشم خودش بنگر ، با چشمهايى كينهجو و پر از تنفر به سويت مىنگرد .
( ديوان 1 - 597 ) همچنين در بارهء زهد و توكل به خدا ، با تضمين آيهاى از قرآن مىگويد :
اگر مصيبتهاى سنگين سركشى كنند بيمى نيست ، يا اگر حادثهاى بزرگ پيش آمد ، در برابر آن صبرى شايان و برازنده ، مرد بايد كه روزگارش را پست بداند ، زيرا ماندن در آن اندك است ، آيا خوار داشتن كرامت بيت و عزّت قبيله سودى براى انسان دارد ؟
إنّا إلى اللّه ، و إنّا له * و حسبنا اللّه و نعم الوكيل
( ديوان 2 - 220 )