تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نهج البلاغه ، سخت تحت تأثير سخنان امير المؤمنين قرار دارد ، و در برخى از ابيات خود از كلمات قصار حكمت‌آميز امير المؤمنين استفاده كرده است . با اين كه از دنيا به اندازهء زيادى برخوردار است ، اما چون با واقعيتهاى تلخى نيز رو به رو بوده ، به مذمت دنيا و زهد فرا مىخواند . عبد اللطيف شراره مىگويد : شريف به آسانى مىتوانست ، مقام والايى به دست آورد ، به دور از مشكلات سياسى و اجتماعى ، و كنار گرفته از ديگران ، به كارهاى ادبى سرگرم شود ، ليكن چنين نكرد ، نه بدان جهت كه شرايط اجازه نداد ، بلكه چون تنها راهنما و برانگيزندهء او در همهء شئون زندگى ، درك و احساس او بود . در اينجا بايد دقت نظر بيشترى در حقيقت اين درك و نمودها و مزاياى آن داشته باشيم . و ديديم كه شريف ، در بر خورد با زندگى و رفتار اجتماعى ، با وجود جوشش عواطف ، و شدت بيزارى از اوضاع عمومى حاكم بر محيط خود ، يك حكيم فرهيخته است . بازتاب اين حكمت ، به نظر من ، لطافت بيشتر درك او نيز هست . احساس ، ذاتا از ديگر ملكات نفسانى جدا نيست . يعنى از انديشه و اراده و اشتياق به واقعيت نامحسوس تفكيك ناپذير است ، و نفس بشرى يك وحدت تجزيه ناشدنى است ، هر جنبه‌اى از آن در جنبهء ديگرش مؤثّر است . « 1 » در 23 سالگى موى سفيدى در سر خود مىبيند و از آن شكايت مىكند . وى ، با وجود بهره‌مندى از دنيا ، چون به هدف والاى خود دست نيافته ، دنيا را خيانتكار مىبيند و نسبت بدان سخت بدبين است : توقع من آن بود كه بگويند كوچ كرده است ، تو براى من نه منزل هستى و نه ميهن ، اى خانه ، دوست در تو كم شد ، لذا نه در تو احساس دوستى مىكنم و نه آرامشى مىبينم ،
هامش
( 1 ) . الشريف الرضى ، ص 51 .