تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
از خود سرشار مىكند و زبان را به گفتار وا مىدارد . اين است حال و احساس او در برابر زن : زن او را دوست مىدارد و او هم زن را ، او به ياد زن مىافتد و زن هم به ياد اوست ، از گفتگو با زن احساس آرامش مىكند ، و از زيبايى زن ، چه در چهره و چه در روح او ، لذت مىبرد . و ديگر هيچ ! « 1 »

مراسلات و اخوانيات

يكى از برجسته‌ترين ويژگى و پديدهء يگانه‌اى كه در اشعار سيد مىدرخشد ، قصايد - رسائلى است كه ميان او و دوستانش مبادله مىشود ، آن چنان كه گويى به گفتهء عبد اللطيف شراره : « پژوهشگر در مىيابد كه شعر ، به دست شريف و دوستانش ، به صورت ابزار مراسله در آمده است . » « 2 » وى در جاى ديگرى از كتابش در بارهء اين پديده مىنويسد : پيام فرستادن شعرى پديده‌اى ، اجتماعى - فرهنگى است كه تمدّن عرب با داشتن چنين پديده‌اى ، از ديگر تمدنها خود را برجسته‌تر نشان مىدهد ، ليكن در دوره‌اى از روزگار ادبى آن را رايج مىبينى و در دورهء ديگرى هيچ نشانى ياد كردنى از آن نمىيابى . شريف با تبادل رسائل - قصايد ميان خود و ديگر اديبان - خواه نويسنده‌اى مانند ابو اسحاق صابى ، و يا شاعرى مانند خودش - بار ديگر آن را به شكل گسترده‌اى زنده كرد . رساله - قصيده يا قصيده - رساله ، در بيشتر حالات ، در بر دارندهء شئون زندگى و تأثرات درون است ، و چون ميان دو دوست صميمى يا دو يار عاشق يكديگر باشد ، سزاوار است كه زيباترين شيفتگيها و عواطف ، و حتّى خاطرات و تأملاتى را با خود به دو طرف برساند .
هامش
( 1 ) . الشريف الرضى ، شراره ، صفحات 53 و 54 . ( 2 ) . همان ، ص 10 .