تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
متنبّى به همراه سيف الدولهء حمدانى ميدان جنگ بسيارى را ، بيشتر با روميان ، شاهد و ناظر بود ، لذا وصف ميدان جنگ ، به نحو زنده و برجسته‌اى در قصايد او آمده است ، فردوسى طوسى هيچ ميدان جنگى نديده ، امّا از هر شاعرى بهتر به وصف ميدانهاى رزم حماسه سرايى كرده است ، نظامى گنجوى كه بهترين گزارش مجالس بزم را در پنج گنج خود گرد آورده است ، مىگويد :
به يزدان كه تا در جهان بوده‌ام * به مى دامن لب نيالوده‌ام
سيّد رضى هم گاه به وصف چيزهايى پرداخته كه به يقين شخصا هيچ تجربه‌اى در آن موضوع نداشته است . براى مثال از او درخواست مىشود كه مجلس شرابخوارى را وصف كند و چنين مىگويد :
و ربّ ليل طربت فيه * و ما استرقّتني العقار
چه بسا شبهايى كه سر خوش بودم ، و شراب مرا به بند خود در نياورده بود ، از مستيش هشيار شدم ليكن ، از ته ماندهء عشق هنوز خمار بودم . ( ديوان 1 - 513 ) او همه چيز را وصف مىكند : وصف مسافرتش به حجاز و كج كردن راه خود به طرف دريا ، ابر پر پشت ، باريدن برفى سنگين در بغداد ، وصف باد و تشبيه سوز سرماى آن به نوك سوزن ، تشبيه خيمه به سگها ، وصف وارد شدن حاجيان به بغداد ، وصف گرگ ، وصف قلم ، شب ، كاردى كه به او اهدا شده ، گل نيلوفر ، ناقهء تندرو ، جوجه‌هاى كبوتر ، وصف شير بيش از هر چيز ديگرى ، وصف كنيزكى سياه به تأسى از ابن الرومى ، و موضوعات ديگر . چنان كه گفته شد ، زندگى سيّد در جوى از اندوه به سر رسيد ، و همين جو است كه شعر را وادار مىكند تا همهء فعاليتهاى او را در زندگى