كه در هجر و دورى آرامش يا بى ؟ در حالى كه با وجود نزديكى و ديدار از غم عشق زمينگير شدهاى .
دزديده نگريستنهاى قلب و نظرهاى روح ، براى او وسيلهاى جهت حفظ وقار ، و ناكام كردن دشمنانى است كه مىكوشند نقطه ضعفى از او به دست آورده شهرتش را لكهدار يا كرامتش را خوار كنند .
ليكن ، وسائل شريف در حقيقت منحصر به همين نگاههاى دزديده و پنهانى و درونى نيست ، بلكه متعدد و متنوع است ، به گونهاى كه از بيدارى تجاوز كرده ، رؤيا را در اختيار گرفته است .
اگر چه رؤيا باعث تسلّى شاعران است ، و پيش از رضى ، بحترى به رؤياها و تخيلات شبانه سرگرم است ، ليكن آمدنش زودگذر است و چون برق مىگذرد ، و بيش از آنكه آرامش بخش باشد فريبنده است ، و پس از بيدارى غم و اندوه از خود به جاى مىگذارد ، و بر درد و ناراحتى عاشق مىافزايد . . . « 1 » سيّد رضى ، مانند هر شاعر ديگرى ، بويژه به عنوان شاعرى عرب و ميراث بر نبوغ شعرى قريش ، در برابر آنچه مىبيند و حوادث و رخدادهاى پيرامون ، حسّاس است . روزگار سيّد سرشار از آشوبها ، انقلابها ، دگرگونيها و پيشامدهاى بزرگ مىباشد . سيّد رضى امير الحاج است و سفرهاى مرتبى به نجد و حجاز مىكند . آسمان درخشان ، صحراى بيكران ، شنهاى روان ، خورشيد فروزان ، ماه تابان و مناظر بكر فراوان و موضوعات بسيار ، همه مىتوانند سرچشمهء سرشارى براى وصف در اختيار ذهن حسّاس و انديشهء نوگراى سيد رضى قرار دهند .
اوصافى كه سيّد در مقدمهء قصايد خود ، به عنوان نسيب و تشبيب دارد ، غير از توصيفى است كه به طور مستقل از موضوعهاى گوناگون مىكند .
هامش
( 1 ) . الشريف الرضى ، شراره ، صفحات 30 تا 34 .