تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
مشاهدهء عرب صميمى و خالص آن سرزمين ، همگى او را ، بيش از پيش ، به سرودن قصايدى با رقت و به رنگ بداوت بر انگيخته‌اند . اين پديده در شعر او آشكار است و نياز به آوردن دليل ندارد . وى از آغاز سرودن شعر ، از الفاظ روان و شيوا و گوشنوازى سود مىجست كه شنونده را به سوى خود جذب مىكرد و تشنگى آنان را فرو مىنشانيد . « 1 » سيّد رضى ، مانند هر شاعرى ، سرشار از احساس و عاطفه است ، جوانى و نبوغ زودرس سيّد و موقعيتهاى اجتماعى و مسافرتهايش ، او را بيشتر حسّاس كرده ناچار به سرودن غزل و اشعار عاشقانه بر مىانگيزد . او نمىتواند خاموش بنشيند ، پيوسته به شكلهاى مختلف ، مىگويد و مىسرايد و مىنويسد ، و عقده‌هاى درون ، دردها و ريشها ، رازهاى نهفته در ژرفا ، واقعيتهايى را كه مشاهده مىكند ، و حقايقى را كه در سينه انباشته است ، به شكل غزل ، نسيب ، تشبيب ، وصف و انواع ديگر شعر به زبان مىآورد ، امّا هرگز جايگاه اجتماعى خود را هم از ياد نمىبرد ، موقعيت خانوادگى ، مقامات اجتماعى ، و هدفهاى شخصى را مورد غفلت قرار نمىدهد ، و شعر او گوياى اين حقيقت است . عبد اللطيف شراره در همين زمينه مىنويسد : زندگى شريف ، با همهء كوتاهيش ، كه 47 سال بيشتر نبود ، سرشارترين زندگى عاطفى ، و پر از اندوه و درد است ، و در عين حال بسيار سركش براى گفتن اشعار عاشقانه و انگيزه‌هاى درونى . زيبايى او را به سوى خود مىكشاند ، و مقام اجتماعى او را به سويى به پيش مىراند ، و وجودش در ميان اين جاذبه و دافعه تاب نمىآورد . انسانى است كه از ته قلب ، خود به خود ، به سوى عشق كشانيده مىشود ، زن ، و آسايشى كه زندگى او را در پرتو زيبايى خود آبادان
هامش
( 1 ) . الشريف الرضى ، امينى ، ص 41 .