تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
سيّد رضى امير حاجيان است ، هر سال در موسم حج شاهد ، زيبارويان بلند بالاى مدنى و عراقى و شامى است كه در لباس احرام حج مىكنند ، به گرد كعبه در طواف هستند يا در حجره‌ها به رمى مشغولند . منظرهء آنان رشته‌هاى قلب حساس او را به حركت در مىآورد ، و به ترنم زيباترين آهنگها مىپردازد ، با همان شعرهايى كه پيشينيان عنوان « حجازيات » بر آنها گذاشته‌اند . در اشعار عاشقانهء شريف ، و به ويژه در حجازيات او ، چيزى كه آشكارا به چشم مىخورد : احساس راستين ، و دركى آتشين ، و شكايت و درد است ، و يادها و رؤياها . . . اگر چه تمايلات نفسانى شريف گاه از خلال خود نگهداريهايش رخ نشان مىدهد ، ليكن شايستهء اوست كه در غزل خود از پاكدامنى سخن گويد ، آيا فراموش مىكند كه امير الحج ، و نقيب اشراف ، و قاضى ناظر بر دادگاههاى مظالم ، و نامزد مقام امارت مؤمنين است ؟ « 1 » در شرايط پر آشوب و پيوسته در تغيير آن روزگار ، و سرگرميهاى ادبى كه فضا را پر كرده است ، چيزى كه از اهميت بسيارى برخوردار مىباشد ، رشد عاطفى است كه زن در آن روزگار به سويش كشيده مىشود ، و اندوه قلبى است كه بر زندگى هر زنى چيره گرديده ، به نحوى به زندگى مردان هم كشيده مىشود . ما در اشعار شريف به تصوير عواطف و احساسات و آرمانها و انديشه‌هايى دست مىيابيم كه در درون سينهء زنان مىخلد ، و افقهاى عاطفى آنان را نشان مىدهد ، ليكن در اشعار شاعران عرب ، از روزگار جاهليت تا اواخر سدهء چهارم هجرت ، جز گريه بر آثار به جاى مانده از خيمه‌ها ، و داستان دورى و موانع وصل و ناز و غمزهء معشوقه ، و شكايت و بلا ، از سوى مردان ، و جلوگيرى مجتمع از عواطف و زندگى عواطف ( سرزنشگران ، سخن چينان ، نگهبانان و مانند اينان ) نمىبينيم .
هامش
( 1 ) . مناهل ( 14 ) ، ج 1 ، ص 10 .
سيد رضى ( فارسى ) — صفحة 100 | سيد محمد مهدى جعفرى