حذفت فضول العيش حتّى رددتها * الى دون ما يرضى به المتعفّف
و أمّلت أن أجري خفيفا إلى العلى * إذا شئتم أن « تلحقوا فتخفّفوا » « 1 »
لأبتذلنّ النفس حتّى أصونها * و غيري في قيد من الذّلّ يرسف
وسايل اضافى و دست و پاگير زندگى را زدودم تا آنها را به پستتر از چيزى برگردانم كه شخص پايبند به عفاف بدان راضى مىشود ، اميدوارم سبكبال به سوى والامرتبگى به پيش خزم ، هنگامى كه « خواستيد به هدف رسيد بايد سبكبار به حركت در آييد » ، نفس را چنان پست گردانم كه از هر نوع آلودگى و وابستگى آن را حفظ كنم ، در حالى كه ديگران در زنجيرى از خوارى بسته مىشوند .
أنا الفارس الوثّاب في صهواتها * و كلّ مجيد جاء بعدي مردف
من همان سواركارى هستم كه بر فراز زين مىپرم ، و هر نيكوگوى ديگرى كه هست در رديفى پشت سر من قرار مىگيرد .
( ديوان 2 - 17 تا 21 ) 5 - در قصيدهء بلندى كه گفتهاند از قصايد نخستين اوست و چيزهايى را از آن انداخته ، ضمن تفاخرهاى معمول در برابر ديگران كه بسيارهم حماسى است ، از عفت و پاكى ، و پاكيزگى زبان و آلوده نكردن آن به هجو و دشنام دادن به ديگران سخن مىگويد و خود را زهير مىداند :
جدّي النّبيّ ، و أمّي بنته ، و أبي * وصيّه ، و جدودي خيرة الأمم
مقام [ ابراهيم ] ما را است و بيت اللّه حجره اوست ، ستونها و پايههايش در مجد و شكوه استوار است ، زاده شدنم در جامههاى
هامش
( 1 ) . اشاره به گفتهء امير المؤمنين در نهج البلاغه .