است بسى و الا ، اما اين واژه و اين اصطلاح به طور عموم ، هم شامل كسانى است كه در بوته امتحان و آزمايش قرار گرفته و اخلاص عمل را به حد اعلا رسانيدهاند و در جهاد در راه خدا و نصرت و يارى رسول خدا پيش قدم بودند و به عالىترين درجه كمال انسانى ارتقاء يافته و نمونه بارزى از مكارم اخلاق گرديده و خوف و خشيت خدا در دلشان جايگزين شده و خود را از مصاديق اين آيه شريفه قرار دادهاند :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ »
« 1 »
.
آرى ، اصطلاح صحابه هم شامل اين گروه از صحابه عالى مقام است و هم شامل كسانى است كه در عين درك حضور رسول خدا ايمان به قلبشان راه نيافته است .
« يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ »
« 2 »
.
و با شرك و نفاق خود را در پشت پرده تظاهر به اسلام مخفى داشته و مصاحبت رسول خدا صلى الله عليه و آله و حضور در اجتماع مسلمانان را بهترين وسيله به اهداف شوم و نزديكترين راه ضربه زدن به اسلام و مسلمين تشخيص داده بودند و در مورد اين گروه اخير كفايت مىكند سوره منافقين و آيات سوره بقره و توبه و بالاتر از همه آيه مربوط به توطئه بزرگ بناى مسجد ضرار كه خداوند پرده از اسرار و اهدافشان بر گرفت و آنها را تا قيامت مفتضح و رسوا نمود .
راه شناخت مؤمن و منافق :
اين بود نمونهاى از آيات شريفه در مورد تعدادى از صحابه كه قرآن كريم در طى اين آيات و آيات ديگر ما را از وجود تعدادى منافق در ميان صحابه مطلع و از خطر آنان به ما هشدار مىدهد .
و قبل از اينكه به بحث صحابه از ديدگاه سنت برسيم اين سؤال مطرح مىگردد كه با توجه به مضمون آيات گذشته آيا ملاكى براى شناختن افراد منافق و معيارى براى مشخص نمودن آنان از افراد مؤمن و متعهد وجود دارد ؟ و آيا مىتوانيم چنين افرادى
هامش
( 1 ) . مؤمنان تنها كسانى هستند كه هر وقت نام خدا برده شود دلهايشان ترسان مىشود و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده شود ايمانشان افزون مىگردد و تنها به پروردگارشان توكل دارند . سورهء انفال ، آيهء 2 .
( 2 ) . آنها به زبان خود چيزى مىگويند كه در دل ندارند . فتح ، 11 .