تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
شده است . در مباحث تفسيرى ، بيشترين مطالب و آراى شيعى از تفسير طبرسى و تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام آورده شده است ، از تفاسير اهل سنّت ، استفاده‌هاى زيادى شده و مطلب فراوانى از تفسير فخر رازى ، معالم التنزيل در حاشيه تفسير ابن كثير ، انوار التنزيل از بيضاوى و كشاف زمخشرى نقل شده است . آيات الاحكام فاضل استرآبادى ، ارشاد و امالى مفيد ، المقالات و غرر الفوائد و درر القلائد سيدمرتضى ، ملل و نحل شهرستانى ، شرح المشكاة طيبى ، اعلام النبوة ماوردى ، تاريخ طبرى ، مغازى واقدى ، رجال نجاشى ، اقبال الاعمال و سعد السعود ابن طاووس و المغرب مطرزى از جمله منابعى هستند كه مجلسى به وفور از آنها بهره گرفته است . مرحوم مجلسى در شرح احاديث ، اصل را بر توجيه و ارائه تفسير قابل قبول قرار داده است . وى حتى در خصوص روايات ضعيف السند هم از ارائه راه حل براى جمع و توجيه اخبار دست نمىشود و مىكوشد معنايى قابل قبول از آن ارائه كند . اين شيوه ، گاه وى را به مباحثى مىكشاند كه چندان با مباحث و باورهاى كلامى همخوانى ندارند ، از جملهء اين روايات ، رواياتى هستند كه در آنها آيات قرآنى با پاره‌اى اختلاف نقل شده است . در شرح و تفسير روايتى از اين دست مىنويسد : والاخبار من طريق الخاصّة و العامّة فى النقص والتغيير متواترة ، والعقل يحكم بانّه اذا كان القرآن متفرقاً منتشراً عند الناس و تصدى غير المعصوم لجمعه يمتنع عادة ان يكون جمعه كاملًا موافقاً للواقع ، لكن لا ريب في انّ الناس مكلّفون بالعمل بما فى المصاحف و تلاوته حتّى يظهر القائم عليه السلام . وهذا معلوم متواتر من طريق اهل البيت ؛ « 1 » روايت از طريق خاصه و عامه در نقص و تغيير قرآن متواتر است و با توجه به اين كه قرآن پراكنده بود و مسئول جمع‌آورى آن ، انسان‌ها بودند ، عقل حكم مىكند به طور طبيعى نبايد با واقع به طور كامل موافق باشد ؛ با اين حال ، نبايد
هامش
( 1 ) . مرآة العقول .