است . در مواردى ، بحث را تفصيل فراوان داده و در مواردى ، گذرا و گاه بدون هر گونه شرح و تفسير از كنار روايت گذشته است . در اصول كافى و بويژه در مبحث حجّت ، روايتها از شرح و تفصيل بيشترى برخوردار شدهاند ؛ ولى در قسمت فروع كافى كم كم از حجم شرح كاسته شده و در بخشهايى بدون هرگونه شرح ، تنها به ميزان اعتبار حديث اشاره شده است . ياد كرد اين نكته ، خالى از فايده نيست كه مرحوم مجلسى نصف روايتهاى كتاب دعا و نيز كتاب عشرة و كتاب زكات و خمس و نصف صلاة را شرح نكرده است و شرح اين قسمتها توسط شاگردش امير محمد حسين خاتون آبادى نوشته شده است . « 1 »
مرحوم مجلسى در شرح احاديث ، نخست واژههاى مشكل را با بهرهگيرى از قواعد صرفى و استفاده از كتب لغت معنا مىكند . بيشترين بهرهگيرى وى در شرح لغات از قاموس المحيط فيروز آبادى ، صحاح اللغة جوهرى ، مصباح المنير ، نهاية ابن اثير است . در عين حال ، در بسيارى موارد ، بدون بهرهگيرى از كتب لغت واژهها را معنا مىكند . پس از شرح مفردات و واژهها ، عبارتهاى كوتاه و داراى معناى مستقل را بخش بخش شرح مىكند . اصطلاحات را با تفصيل بيشترى توضيح داده و آراى گوناگون دربارهء هر اصطلاح را مىآورد و در نهايت ، يكى از آنها را ترجيح مىدهد . در شرح احاديث ، از شروح گذشتگان و نيز معاصران خود بهره مىگيرد و ضمن ياد كرد با تعابير كلى و مبهم در خيلى از موارد ، از آوردن نام كتاب يا نام مؤلف آن سرباز مىزند . در مقدمه نيز به اين موضوع پرداخته و مىنويسد :
« . . . سأذكر فيها - ان شاء اللَّه - كلام بعض افاضل المحشين و فوائدهم و ما استفدت من بركات انفاس مشايخنا المحققين و عوايدهم من غير تعرّض لذكر اسمائهم أو ما يرد عليهم » . و در مواردى كه از فيلسوفان و يا عارفان چيزى نقل مىكند با عنوان بعض الأفاضل ، بعض السالكين مسلك الفلاسفة ياد مىكند ، با اين حال ، نام تعداد زيادى از آثار نويسندگان بزرگ قبل از مجلسى به عنوان منبع نقل قولها در مرآة العقول ذكر
هامش
( 1 ) . روضات الجنات ، محمد باقر خوانسارى ، اسماعيليان ، قم ، ح 2 ، ص 80 .