يظفروا فى عقائدهم بما يوجب نقصاً يباهتونهم و يفترون عليهم بأمثال تلك الأقاويل الفاسدة وهل البهتان والإفتراء الّا دأب العاجزين ؟ ولو فرض انّ بعضاً من الجهله المنتحلين للتشيّع قال بذلك فالإماميّة يتبرؤن منه و من قوله كما يتبرؤن من هذا الناصبى وامثاله واقاويلهم الفاسدة « 1 » ؛
من نمىدانم اين اتّهام راوى از كجا در آورده است ؛ با آن كه آثار نويسندگان شيعى مقدم بر وى نظير صدوق ، مفيد ، شيخ ، سيد مرتضى و ديگران انباشته از تبرّا از باوران به نظريه فوق است و اينان به آنچه كه سابقاً [ در شرح درست معناى بدا ] ذكر شد و يا به عقايدى بهتر از آن باور داشتند . شگفت آن كه عاميان چيزهايى به خداوند نسبت مىدهند كه در شأن مقام الهى نيست و اماميه در تنزيه بارى تعالى مبالغه فراوان مىكنند و با دلايل قوى آن را اثبات مىكنند و عاميان چون در عيب جويى بر اماميه چيزى به دست نمىآورند به اين قبيل سخنان ، به اماميه اتهام مىزنند .
آيا جز اين است كه بهتان و افترا منش ناتوانان است ؟ و اگر فرض شود كه بعضى از منتسبان به تشيّع از اين قبيل سخنان مىگويند ، بايد دانست كه شيعيان از اين سخنان و سخنان فاسد ناصبى مزبور [ فخر رازى ] تبرا مىجويند .
3 . تفسيرى
مباحث تفسيرى در مرآة العقول ، از جمله مباحث خواندنى است . اين تفسيرها در حوزههاى كلامى كه به مباحثى از قبيل فضايل و مباحث حجّت و امامت مىپردازد ، از تفصيل بيشترى برخوردار است . مرحوم مجلسى در مباحث تفسيرى ، براى تبيين ديدگاه شيعه ، بيشتر از تفسير مجمع البيان طبرسى بهره مىگيرد و شايد كمتر بحث تفسيرى جدّى وجود داشته باشد كه نقل قولى از طبرسى نكند . در عين حال ، دقّت نظرهاى تفسيرى كه خود انجام مىدهد و تفصيلهايى كه در ذيل آيات قرآنى مىآورد ، بهرههاى قابل توجّهى دارند . در تبيين ديدگاه اهل سنّت از تفسير بيضاوى ،
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 2 ، ص 126 و 124 .