تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
اشاره آن طاعات و كارهاى نيك را انجام مىدهد و گناهان و كارهاى زشت را ترك مىكند و راه خشنودى خداوند و عبادت پروردگار را مىپويد . و به واسطه جهل ، تمامى اين امور ، عكس مىشود و اضداد آن به وجود مىآيد ، يعنى انسان با جهل براى خود دشمن مىتراشد ، دوستانش از او مىگريزند ، از راه خير و نيكى به راه شر و بدى رفته ، مرتكب گناه شده ، از فرمان خدا سرپيچى مىكند . معنايى براى دوست جز آنچه مبدأ و اصل اين امور باشد و معنايى نيز براى دشمن جز آنچه مبدأ و اصل اضداد آن باشد نيست ، خواه آن دوست و دشمن جوهر باشند و يا عرض ، جسم باشند و يا غير جسم ، درون نفس انسان باشند و يا بيرون آن ، چون تمامى خصوصيات اين اشيا از حقيقت دوستى و دشمنى بيرون است ، بلكه حقيقت دوست و دوستى و آنچه كه دوستى به آن تحقق مىيابد و روح معناى آن ، عبارت از چيزى است كه انسان از آن بهره‌مند شود و به آنچه خير و سلامت است ، راهنمايى گردد . حقيقت دشمنى و روح معناى آن ، چيزى است كه انسان از آن زيان ببيند و از آن شر و بدى و شقاوت برويد و عقل و جهل نيز چنين است پس سزاوار خواهد بود كه عقل ، دوست انسان و جهل ، دشمن او ناميده شود . « 1 »

معناى چهارم

معناى چهارم در نظر ملّا صدرا « چيزى است كه با وجود آن در انسانى ، مردم مىگويند : او عاقل است ، و بازگشت آن به خوب فهميدن و سرعت ادراك در استنباط آنچه سزاوار بوده كه برگزيده و يا اجتناب شود مىباشد ، گرچه در زمينه غرض‌هاى دنيايى و هواى نفس باشد . » وى معناى چهارم را يكى از احتمالًات عقلى مىداند كه در حديث چهارم به كار رفته است . « 2 » متن حديث ، ترجمه ، برداشت ملّا صدرا و نيز نقد و بررسى آن در قسمت ب معناى سوم گذشت .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 231 . ( 2 ) . همان ، ص 231 .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 191 | محمد قنبرى