كوتاهى و كجروى و آشفتگى و سرگشتگى و شتاب نيست ، چون از افعال شياطين و پيروان طاغوت است .
و اما آنچه از بندگان حقيقى خدا صادر مىشود و تعلق به امور دين و عرفان دارد ، به صورت اطمينان و آرامش و استوارى و پايدارى خواهد بود .
پس اين ، برترين اخلاق نيكو ، و آن ، بدترين ملكات پست نفسانى است كه « جربزه » نام دارد و بلاهت و كودنى از آن بهتر مىباشد ، زيرا همانگونه كه گفتهاند به رهايى و خلاص از زيركى موذيانه نزديكتر است .
بنابراين ، تعريف امام عليه السلام از عقل ( آنچه با آن خداوند پرستش گرديده و بهشت به دست آورده شود ) به همين معناى سوم بوده ، از جهتى مقابل شيطنت و از سوى ديگر در برابر كودنى خواهد بود . « 1 »
ب . ملّا صدرا حديث چهارم را حاوى معناى سوم يا چهارم عقل مىداند . « 2 »
حديث چهارم :
الحسن بن جهم قال : سمعت الرضا عليه السلام يقول : صديق كلّ امرئ عقله و عدوه جهله ؛ « 3 »
دوست هر آدمى ، خرد اوست و دشمن او بىخردىاش .
به توضيح ملّا صدرا دربارهء مقصود از عقل در اين حديث توجه كنيد :
مقصود امام از اين عقل ، معناى سوم يا چهارم از معانى عقل كه نزديك به هماند مىباشد ، زيرا مقصود از آن ، غريزه مشترك انسانى و علوم ضرورى كه مبادى نظرياتاند و آراى مشهور و عقل كلى هم كه نخستين مخلوق است ، نيست .
عقل از آن رو دوست انسان و جهل دشمن او گرديده كه به واسطه عقل ، انسان دوست را به دست مىآورد و به خيرات و نيكويىها راهنمايى مىشود ، و به واسطه آن دشمنان را دفع مىنمايد و از شرور و بدىها دورى مىگزيند و به
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 228 - 229 .
( 2 ) . همان ، ص 231 .
( 3 ) . همان .