تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كوتاهى و كجروى و آشفتگى و سرگشتگى و شتاب نيست ، چون از افعال شياطين و پيروان طاغوت است . و اما آنچه از بندگان حقيقى خدا صادر مىشود و تعلق به امور دين و عرفان دارد ، به صورت اطمينان و آرامش و استوارى و پايدارى خواهد بود . پس اين ، برترين اخلاق نيكو ، و آن ، بدترين ملكات پست نفسانى است كه « جربزه » نام دارد و بلاهت و كودنى از آن بهتر مىباشد ، زيرا همان‌گونه كه گفته‌اند به رهايى و خلاص از زيركى موذيانه نزديك‌تر است . بنابراين ، تعريف امام عليه السلام از عقل ( آنچه با آن خداوند پرستش گرديده و بهشت به دست آورده شود ) به همين معناى سوم بوده ، از جهتى مقابل شيطنت و از سوى ديگر در برابر كودنى خواهد بود . « 1 » ب . ملّا صدرا حديث چهارم را حاوى معناى سوم يا چهارم عقل مىداند . « 2 » حديث چهارم : الحسن بن جهم قال : سمعت الرضا عليه السلام يقول : صديق كلّ امرئ عقله و عدوه جهله ؛ « 3 » دوست هر آدمى ، خرد اوست و دشمن او بىخردىاش . به توضيح ملّا صدرا دربارهء مقصود از عقل در اين حديث توجه كنيد : مقصود امام از اين عقل ، معناى سوم يا چهارم از معانى عقل كه نزديك به هم‌اند مىباشد ، زيرا مقصود از آن ، غريزه مشترك انسانى و علوم ضرورى كه مبادى نظريات‌اند و آراى مشهور و عقل كلى هم كه نخستين مخلوق است ، نيست . عقل از آن رو دوست انسان و جهل دشمن او گرديده كه به واسطه عقل ، انسان دوست را به دست مىآورد و به خيرات و نيكويىها راهنمايى مىشود ، و به واسطه آن دشمنان را دفع مىنمايد و از شرور و بدىها دورى مىگزيند و به
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 228 - 229 . ( 2 ) . همان ، ص 231 . ( 3 ) . همان .