تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
[ سبب چيست ؟ ] » . « 1 » امام صادق عليه السلام در پاسخ مىفرمايد : « آن كه با بخشى از سخنان تو ، همه خواسته‌ات را در مىيابد ، كسى است كه نطفه‌اش [ از آغاز و در همان هنگامِ نطفه بودن ] با عقلش درآميخته است . آن كه همه سخن تو را مىشنود [ و مقصودت را در مىيابد ] و مىتواند آن را باز گويد ، كسى است كه عقلش ، در شكم مادرش به او داده شده است . اما آن كه همه سخن تو را مىشنود ، ولى باز هم درخواستِ تكرار مىكند ، كسى است كه عقلش پس از آن‌كه بزرگ شده و رشد كرده است ، در وجودش تركيب يافته است » . « 2 » اكنون بنگريم كه شارح ، اين حديث را چگونه شرح داده و از نگاه او ، شكل‌گيرى آغازينِ قوّه عقل ، چگونه بوده است ؟ در يك جمع‌بندى كلّى ، وى در شرح اين حديث ، به اين گراييده است كه استعدادهاى ادراكى ، همگى بالقوّه در نطفه انسانى وجود دارند ، امّا داراى شدّت و ضعف‌هاى گوناگون و لطافت‌ها و قابليت‌هاى ادراكى متفاوت‌اند . هر قدر نفس ناطقه شريف‌تر باشد ، به موادى لطيف‌تر تعلّق مىگيرد و رشد آن نيز سريع‌تر خواهد بود ، علاوه بر اين‌كه ادراك آن هم كامل‌تر است . « 3 » بنا بر اين ، از ديدگاه شارح ، زمان تعلّق عقل به انسان ، به ميزان و رتبه نفسِ هر انسان و شرافت آن بستگى فراوان دارد . عقل از لطيف‌ترين وجودهاست و پيداست كه هر چه نفس شريف‌تر باشد ، زودتر مىتواند با يك وجود لطيف ارتباط يابد . به ديگر سخن ، هر اندازه نفسْ شريف‌تر باشد ، عقل نيز لطيف‌تر و ادراك آن نيز سريع‌تر و زمان تعلّق عقل به نفس نيز زودتر خواهد بود . « 4 » كسى عقل وى ، در هنگام نطفه بودن با او عجين شود ، از همين زمان ، ادراك و فهميدن را مىآموزد و تمرين مىكند و از اين جهت ، بر كسانى كه عقل در مراحل بعدى زندگى به وجودشان تعلّق مىگيرد ، برترى دارند . « 5 » شارح ، تعلّق عقل به نطفه را محال نمىداند و مىنويسد : « برخى از عارفان كه از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 312 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 26 . ( 3 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 312 - 314 . ( 4 ) . همان جا . ( 5 ) . همان جا .