از نگاه شارح ، راز اين برترى ، در چند نكته نهفته است . نخست آنكه عقلِ عابدى كه جاهل باشد ، « 1 » در بسترى مادّى سير مىكند و از اين رو ، هميشه به پيرايههاى عالَم مادّه آلوده است ؛ ولى عقل عالم ، در گستره نشانههاى شريعت رشد مىيابد و با معارف الهى خو مىگيرد . نكته ديگر آنكه بهره عبادت عابد ، تنها به خود او باز مىگردد ؛ ولى از دانش عالم ، همگان سود مىبرند . سوم آنكه عقل عابد ، در مرتبه عقل هيولايى درمانده است ؛ « 2 » ولى عقل عالم ، به مرحله عقل بالفعل يا بالاتر رسيده است ، و برترى دومى بر اولى ، نزد ژرفنگران روشن است .
بارى ، به همين علّتهاست كه به باور ملا صالح مازندرانى ، عالم را وارث انبيا عليهم السلام دانستهاند كه در جايگاه آنان قرار مىگيرد و هم از اين روست كه نسبت وى به ديگران ، چون نسبت پيامبران به ديگر مردمان است . « 3 »
12 . يادآورى چند نكته
در پايان اين سياهه ، يادكرد چند نكته را بايسته مىدانم :
1 . گستره اين نوشتار ، شرح مرحوم ملا صالح بر كتاب عقل و جهل از الكافى بود .
ديدگاههاى شارح را دربارهء موضوعات پيشگفته مرتبط با عقل ، در همين گستره پىگرفتيم . گرچه اين احتمال وجود دارد كه شارح در بخشهاى ديگرِ شرح خود ، نكتهاى دربارهء عقل آورده باشد كه در اين گستره بدان اشاره نشده باشد يا مطلبى را افزوده باشد كه قيد و تبصرهاى بر مطالب اين نوشتار باشد ؛ ولى چنان مىنمايد كه اين احتمال ، چندان اندك است كه مىتوان با آسودگى خاطر ، مطالب ياد شده را به پاى شارح نگاشت .
2 . در اين نوشته ، خواست ما سنجش ميان ديدگاههاى ملا صالح با ديگر شارحان
هامش
( 1 ) . البتّه دقّت شود كه در اينجا ، جاهل بودن از نگاه اهل بيت عليهم السلام و با ملاكى كه در احاديث آمده ، مورد نظر است .
( 2 ) . البتّه نمىتوان گفت كه عقل هر عابدى ، الزاماً در همين مرحله مانده است ؛ ولى دستكم اين نكته را مىتوانپذيرفت كه عقل عابد ، در مراحل آغازين عقل متوقّف مانده و به درجات بالاتر نرسيده است .
( 3 ) . شرح اصول الكافى ، ج 2 ، ص 35 .