تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
شارح ، مراتب عقل را از منظر دارندگان هر مرتبه نيز ، بررسى كرده است . از نگاه وى ، مراتب والاى عقل ، از آنِ پيامبران و اوصياست ، و فرودين مرتبه عقل نيز از آنِ كسانى است كه با عقل ، تنها از گستره حيوانات خارج مىشوند . « 1 » به باور وى ، عقل انبيا و اوصيا چندان و الا و نورانى است كه عقلِ ديگر انسان‌ها گرچه عقل آنها نيز نورانيتى ويژه خود دارد در سنجش با آنها ، نه تنها نورانى به شمار نمىآيد ، بلكه مىتوان آن را تاريكى مطلق دانست . « 2 » روشن است كه بر پايه اين گونه ارزيابى از عقل پيامبران ، عقل رسول اكرم صلى الله عليه و آله چونان برترين آفريدگان ، جايگاهى ويژه مىيابد . همين گونه نيز هست . از نگاه شارح ، از آن جا كه عقل رسول اكرم صلى الله عليه و آله برتر از همه موجودات است ، آن بزرگوار كه نور خداى بزرگ است برترين موجود است ؛ تا آن‌جا كه حتى پيامبران و اوصياى ديگر نيز نه تنها عقل ، بلكه نورِ وجودى خود را نيز از او مىگيرند . عبارت شارح در اين جا ، به گونه‌اى است كه گويا وى به قاعده « امكان اشرف » نظر دارد . « 3 » بر پايه اين قاعده ، آن گاه كه از ميان دو ممكن الوجود ، آن كه از وجودى پست‌تر در عالم خارج وجود يابد ، عقلًا واجب است كه موجود اشرف از آن - يعنى چيزى كه از نظر وجودى ، در رتبه‌اى بالاتر است - پيش‌تر پديد آمده باشد . حتّى اگر نخواهيم پذيرش قاعده امكان اشرف را به شارح نسبت دهيم ، دست كم مىتوان گفت كه بر پايه تصريح وى ، همه موجودات ، نور عقل خويش را از رسول اكرم صلى الله عليه و آله دريافت مىكنند . شارح ، راز اين نكته را كه آيين رسول اكرم صلى الله عليه و آله ديگر اديان پيشين را نسخ مىكند ، در همين دقيقهء نهفته مىداند . اين ديدگاه شارح را مىتوان تحليلى عرفانى - حكمى از چرايى ناسخ بودن اسلام دانست كه در جاى خود ، سزامند بررسى است .
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 79 . ( 2 ) . همان ، ص 89 . ( 3 ) . براى آگاهى بيشتر دربارهء اين قاعده و استدلال‌هاى مطرح شده براى اثبات آن ، ر . ك : نهاية الحكمة ، ص 385 ؛ الأسفار الأربعة ، ج 3 ، ص 244 .