2 . حالتى كه بديهيّات « 1 » را بدان مشاهده مىكند . 3 . حالتى كه مىتواند نظريات « 2 » را نيز در آينه بديهيات بنگرد . 4 . حالتى كه مىتوان نظريات را پس از كنار رفتن آن آينه ( بديهيات ) ، باز هم مشاهده كند و آنها را نگاهدارى كند ؛ بى آنكه به دريافتى دوباره نيازمند باشد . اين حالت را « علم اليقين » مىنامند كه در اين حالت ، نفس مىتواند صورتهاى علمى و مطالب يقينى را در خويشتن خويش مشاهده كند . 5 . حالت عين اليقين ؛ يعنى حالتى كه مىتواند آن صورتهاى علمى و مطالب يقينى را در ذات مفيض « 3 » مشاهده كند . 6 . حالت حقّ اليقين ، كه در اين حالت ، عقل با مفيضْ پيوندى معنوى پيدا مىكند و ملاقاتى روحانى ميان آن دو ، چهره مىبندد . اين حالت ، والاترين حالاتِ بشرى است .
گفتنى است كه هر يك از مراتب ياد شده در سخن شارح ، از نگاه حكيمان ، نامىويژه دارد . آنان مرتبه نخست را عقل هيولايى ، مرتبه دوم را عقل بالملكه ، مرتبه سوم را عقل بالفعل ، و مرتبه چهارم را عقل مستفاد مىخوانند . « 4 »
هامش
( 1 ) . « بديهى » در اصطلاح منطق صورى ، به مفهومى گويند كه حصول آن ، متوقّف بر كسب و نظر نباشد و در اين معنا ، مرادف « ضرورى » و در برابرِ « نظرى » است . « بديهيات » ، نخستين مرحلهء حركت فكر به سوى مبادى و مرادات به شمار مىآيد ( با استفاده از مدخل « بديهيات » به قلم جعفر سجّادى در دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 11 ، ص 604 ) .
( 2 ) . « نظريات » ، آن دسته از دانشهاى انسان است كه از راه بديهيات كشف مىشوند . به ديگر سخن ، براى پى بردن بدانها ، تنها تصوّر آنها كافى نيست ؛ بلكه استدلال نيز بايد همراه آن باشد ( الأسفار الأربعة ، ج 4 ، ص 420 ) .
( 3 ) . « مفيض » در سخن حكيمان ، دهمين عقل از عقول دهگانه است كه آن را « عقل فعّال » نيز مىنامند . اين مفيض ، صورتها و اعراض را به هر يك از عناصر بسيط و مركّبِ موجود در جهان پيرامون ما ، به اندازهء استعدادش افاضه مىكند . از نگاه حكيمان ، وجود مفيض ، ضرورى است و دانشهاى انسان ، تنها از راه مفيض به انسان اعطا مىشود . استدلال آنها اين گونه است كه تصوّرات علمىاى كه به انسان داده مىشود ، مجرّد از مادّهاند . اين تصوّرات ، يك اعطا كننده نياز دارند كه يا خودِ نفس انسانى است يا امرى خارج از نفس . . . حكيمان پس از چند مقدّمه و نتيجه ، بدين جا مىرسند كه مفيض اين تصوّرات ، جوهرى مجرّد و عقلى است ( براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : نهاية الحكمة ، ص 307 ) .
( 4 ) . براى آگاهى بيشتر دربارهء هر يك ، ر . ك : نهاية الحكمة ، ص 307 - 308 ؛ الأسفار الأربعة ، ج 3 ، ص 152 و 264 ؛ و ج 4 ص 419 .