تنگ كردن دايرهء معناى حديث و مشخص كردن حوزهء مربوط به آن ، از ديگر فوايد مهم نگرش جامع به احاديث است و راه حلى براى رفع تنافى ظاهرى در كلام معصوم عليه السلام است و شاهد استعمال فراوان دارد . در حديث آمده است : « چون عالم به علم خويش عمل كند ، اندرزش از دلهاى شنوندگان بلغزد » . شارح عقيده دارد كه ظاهر ، آن است كه حكم در اينجا حكم اكثرى است ؛ چون قلب برخى از سامعين در حدى از آمادگى و پذيرش نور است كه از هر واعظ ، حتى اگر عامل به قول خود نباشد ، مىپذيرد . سپس حديث « علما دو دستهاند : عالمى كه عامل به علمش است و عالمى كه آن را ترك كند . . . پس پر حسرتترين اهل آتش كسى است كه ديگرى را به جانب خداوند فرا خوانده است و او اجابت نموده ، اطاعت خدا كرده است و به بهشت درآيد ؛ در حالى كه فرا خواننده به جهت ترك عمل به آتش فرو افتد » را شاهد مىآورد . « 1 » شارح با استناد به دو حديث از حضرت امير عليه السلام كه فرمودند : « بدى را بدى دور مىسازد » و « سنگ را به جايى كه آمد ، بر گردانيد » ، توضيح مىدهد كه چشمپوشى برتر از انتقام است ؛ به شرط اينكه بدانى به تو ضرر نمىرساند و منجر به جرأت دشمن بر تو نمىشود و گرنه ، انتقام به قدر جايز ، برتر از آن است . بدين وسيله ، دايرهء معنايى عبارت حديثى « چشمپوشى و ضد آن انتقام » را - كه در كتاب عقل و جهل وارد شده است - محدود مىكند . و دربارهء عبارت ديگر از همين حديث ، يعنى « پيماندارى و ضد آن پيمانشكنى » براى وفا مراتبى قايل مىشود و مرتبهء پنجم آن را وفا به عهود مردم و مواثيق ايشان - كه موافق با قوانين شرعى است - مىداند و مىافزايد كه اين مرتبهء از وفا همواره ممدوح نيست ، بلكه آن گاه كه معاهد بر عهد و شرط خود باقى نمىماند ، مذموم است و قول حضرت امير عليه السلام را شاهد مىآورد كه فرمودند : « وفادارى با پيمانشكنان در نزد خداوند پيمانشكنى محسوب مىشود و پيمانشكنى با ايشان وفادارى به حساب مىآيد » ؛ « 2 » همچنان كه در باب عبارت « خوشرفتارى و ضد آن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 144 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 144 .