روزيش را به طور كامل از دنيا برگيرد » « 1 » و بسيارى موارد ديگر ديد .
همانطور كه پيش از اين گفتيم ، روايات ، مفسر و مبين يكديگرند و اين امر بر لزوم توجه به مجموعه روايات و داشتن نگرش جامع نسبت به آنها مىافزايد . اما اينكه روايات ديگر در نظر ما چه نحوى از كارآيى را مىتوانند داشته باشند ، بسته به هر دو طرف قضيه اين مسأله ، متغير خواهد بود .
بارزترين استفاده شارح از ديگر احاديث در شرح يك حديث ، آوردن آنها در تأييد معناست ؛ چنانكه در شرح حديث « اى هشام ! همانا خردمندان زياده بر احتياج از دنيا را كنار نهادند تا چه رسد به گناهان » به فرمايش حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله : « انسان در زمرهء متقين نباشد ، مگر آنچه را كه در آن شبهه است ، به جهت ترس از وقوع در شبهه ، ترك كند » در تأييد معنا استناد شده است ؛ « 2 » همانطور كه در تأييد معناى « كسى كه از جانب خدا خرد نيابد ، دلش بر معرفت ثابتى كه بدان بينا باشد و حقيقتش را دريابد ، بسته نگردد » ، دو حديث ديگر را آورده است . « 3 »
گاهى نيز شارح ، پس از ذكر معانى و وجوه مختلف براى يك حديث ، در حمل آن بر معناى مرجوح ، به روايات ديگر استناد مىكند ؛ چنانكه دربارهء عبارت « و خدا اندوختهء هنگام تنگدستى است » بيان مىكند كه اينكه مراد از فقر و غنا همان معناى معروف بين مردم باشد ، محتمل است ؛ اما احتمال ديگر ، فقر و غناى اخروى است و به حديثى از حضرت امير عليه السلام كه « بىنيازى و نيازمندى پس از عرضهء بر خداوند سبحان است » ، توسل مىجويد . « 4 »
شارح ، آن گاه كه احاديث وارد شده در تأييد معناى حديث زياد باشند ، به طورى كه معناى حديث حكم ضرورى دين را يافته باشد ، از ذكر مؤيد خوددارى مىكند و فقط اشاره مىكند كه احاديث در اين باب زيادند ؛ همانطور كه در تأييد فضيلت دعا و ضرورت آن مىگويد :
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 169 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 167 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 176 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 161 .