آيات فراوان و روايات متواتر از طرق خاصه و عامه در ترغيب و تشويق بدان وارد شده است تا آنجا كه آن را از ضرورى دين قرار داده است . . . به گونهاى كه جوازى بر رد و انكار آن باقى نمىگذارد و زمينهاى براى عناد و استنكار نمىماند . « 1 »
مهمترين فايدهء توجه به احاديث ديگر ، در فهم يك حديث ، تبيين معناى آن است ؛ زيرا گاه مفهوم حديث جز در سايهء احاديث ديگرى كه در باب آن موضوع وارد شدهاند ، روشن نمىشود و شارح از اين ابزار در تبيين معنا سود جسته است . او حديث « بر خود آسان نگيريد تا سست نشويد » را به كمك حديث « كسى در پيرامون شبهات بگردد ، نزديك است كه در آن واقع شود » تبيين مىكند ؛ به اينكه چون انسان در امور مباح به افراط در افتد يا به مكروهات بپردازد ، احتمال فرو رفتن او در ورطهء هلاكت رود « 2 » يا در وجه معناى « و به كارى كه بترسد در آن ماند ، اقدام نكند » مىگويد كه عجز از انجام كار سبب ذلت نفس مىشود و تكيهء او بر فرمايش حضرت صادق عليه السلام است كه : « براى مؤمن شايسته نيست كه خود را خوار سازد . سؤال شد : چگونه خود را خوار مىسازد ؟ فرمودند : آن گاه كه متعرض كارى شود كه توان بر انجام آن را ندارد » . « 3 » بدين سان ، بار ديگر بر گسترهء فهم خود از احاديث و تسلط بر آنها صحه مىگذارد .
گاه ، معناى يك حديث در سايهء ديگر احاديث توسعه پيدا مىكند و گسترهء معنايى وسيعترى را در بر مىگيرد و عدم توجه به اين نكته ، ممكن است به برداشت نادرست از حديث بيانجامد . مسالهء ايمان و كفر شاهد مثال اين موضوع است و گروهى معتقد به دخول اعمال در حقيقت ايمان شدهاند و به احاديثى مثل « ايمان ، شناخت قلبى و اقرار زبانى و عمل به اعضاست » ، توسل جستهاند . ملّا صالح ، ذيل عبارت « ايمان و ضد آن كفر » ، با نفى اين اعتقاد و استناد به دو حديث « علم به ايمان آباد شود » و نيز « با ايمان بر اعمال صالح ، و با اعمال صالح بر ايمان استدلال مىشود » توضيحات لازم را بيان مىكند و مىگويد كه واژهء ايمان هم بر حقيقت آن و هم بر كمال آن اطلاق مىشود و استعمال اين واژه در معناى ايمان كامل در شرع شايع است . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 280 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 152 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 197 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 215 .