توفيق همراه شود ، معلول عوامل مختلفى است .
نمونهء اين نگرش در شرح ملّا صالح - كه توأم با تحليلهاى ظريف و استنباطهاى دقيق است - آنجاست كه شارح به بررسى معناى تواضع مىپردازد و ضمن توضيحاتى كه مىآورد ، به بياناتى از ائمه عليهما السلام استدلال مىكند كه در تبيين معناى تواضع و كيفيت آن بسيار مؤثر است . « 1 » همچنين ، در تبيين معناى اعتزال ، در ابتدا حوزه و دامنهء فراگيرى آن را معين مىكند و مىگويد اعتزال مربوط به عاقل عالم به معالم دين است . سپس آن را نسبت به اهل دنيا و عصيان جايز مىداند ؛ چرا كه اهل آخرت اولياى خدا و انصار دين او هستند و توصّل به ايشان ، موجب روشنى به نور ايشان است . بعد از اين مقدمه - كه البته با تكيه بر احاديث بيان مىكند - به اقسام اعتزال مىپردازد و احاديث متعددى را شاهد مىآورد . سپس بىشمار بودن اخبار مدح اعتزال را يادآور مىشود و در ادامه ، برخى فوايد اعتزال را با ذكر حديث يادآور مىشود و مىافزايد با عنايت به فوايدى كه در باب اين امر آمد ، برخى آن را برتر از مصاحبت با مردم دانستهاند و دستهاى ديگر ، با عنايت به اخبار رسيده در مدح مصاحبت با مردم ، آن را برتر دانستهاند ؛ اما هر يك از اين دو ، جايگاه خاص خود را دارد و سپس به جمع بين آنها مىپردازد . « 2 »
بدين سان ، شارح شمار قابل توجهى از احاديث را در قالب يك مجموعه با وحدت موضوعى ارائه مىدهد و به بررسى و دستهبندى و بيان جايگاه هر يك مىپردازد و بر يكپارچگى سنت صحه مىگذارد . عملكرد شارح در تبيين مفاهيم حديثى ، به اين شيوه ، از توانمندى گستردهء ايشان در دانش حديث و تسلط بر متون حديثى خبر مىدهد كه چنين هنرمندانه احاديث را گرد مىآورد و پيوند مىدهد .
نمونههاى ديگر اين نگرش و عملكرد را مىتوان در شرح عبارات « از زمان بعثت نوح عليه السلام علم پنهان بوده است » ، « 3 » « پرهيز از اذيت و آزار از كمال عقل است » ، « 4 » « حاجات خود را از اهلش خواهيد » ، « 5 » « كسى كه خواهان آخرت باشد ، دنيا او را بجويد تا
هامش
( 1 ) . شرح اصول كافى ، ج 71 ، ص 181 ، 182 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 156 - 158 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 209 و 210 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 195 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 189 .