تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
صحت تمام راويان كتاب نمىباشد . به هر حال قرائن از باب نمونه است و دليلى نداريم كه اين قرائن براى همه انسان‌ها اطمينان‌آور باشد . قرائن اطمينان‌آور هم در اين موارد خلاصه نمىشود ، بلكه چه‌بسا امورى همچون قوت متن حديث ، موافقت حديث با حكم عقل عملى ( همچون احاديث اخلاقى ) ، عمل طايفه ( شيعه ) به مضمون روايت ، پذيرش روايت از سوى استاد مؤلف و اطمينان وى را به حديث به دنبال آورد كه الزاماً براى ديگران اطمينان‌آور نيست . مرحوم محدث نورى از سيد محمد مجاهد ، نظير اشكال بالا را نقل كرده ، از جمله قرائن صحت را در نزد قدما موافقت حديث با كتاب و سنت قطعيه ذكر كرده ، در پاسخ مىگويد كه موافقت با كتاب و سنت قطعيه دليل بر صحت مضمون است نه دليل بر صدور حديث . « 1 » البته اين نكته درست است ، زيرا هر حرف درست و مطابق واقع ، الزاماً از سوى امامان عليهم السلام صادر نشده است ، ولى روشن نيست كه دانشمندان پيشين همه‌جا بر اين نكته توجه داشته و بين صحت مضمون و صدور حديث از امام عليه السلام فرق گذاشته باشند .

بررسى بيانى از محدث نورى در اثبات انحصار ملاك صحت در نزد قدماء در وثاقت راويان

مرحوم محدث نورى با ارائه دليلى مىكوشد ثابت كند كه تنها ملاكى كه قدماء ، آن را براى صحت حديث به كار مىگرفته‌اند ، قرائن داخلى سند يعنى وثاقت راويان ( به معناى اعم ) بوده است . « 2 » ايشان مىگويد : ابن وليد و به تبع وى شيخ صدوق ، روايات افراد بسيارى را كه محمد بن احمد بن يحيى اشعرى ( صاحب نوادر الحكمه ) از آنها نقل كرده‌اند ، استثناء نموده ، از آنها خوددارى ورزيده‌اند . اگر مثلًا موافقت كتاب يا سنت خود از قرائن اعتماد حديث بود ، بايد استثناء فوق را مقيد ساخته ، چنين مىگفتند كه از نقل رواياتى از اين افراد كه وصف موافقت با
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان .