بيان مطرح ساخت : در عبارت مقدمهء كافى ، جمله « و قد يسرّ اللَّه . . . » با الفاظ جازم آمده است . آيا اين جمله ، با جملهاى كه بلافاصله پس از آن ذكر شده و به اميدوارى مؤلف عنايت دارد تنافى دارد ؟ پاسخ سؤال منفى است .
در توضيح اين امر مىگوييم كه سائل ، يك هدف و محبوب نخستين داشته كه گردآورى احاديث صحيح واقعى مىباشد . ولى تأمين كامل اين هدف از توان كلينى بيرون است ، زيرا حداكثر كلينى بتواند احاديثى را كه به عقيده خودش معتبر است گردآورد ، ولى الزاماً عقيده كلينى مطابق با واقع نيست . لذا درخواست سائل محدود به گردآورى احاديثى است كه به عقيده مؤلف صحيح و معتبر باشد . كلينى اين درخواست محدود را كه در توان وى بوده پاسخ گفته است ولى اطمينان ندارد كه هدف نخستين سائل به طور كامل تأمين شده باشد و عقيده وى در صحت احاديث مطابق با واقع باشد ، هرچند اين عقيده شرعاً حجت و معتبر است .
با توجه به آنچه گفته شد ، اصل شهادت كلينى انكارناپذير است ، ولى سخن در اين است كه آيا وى تمام احاديث كتاب را صحيح و ثابتالانتساب مىداند ؟ پاسخ سؤال منفى است .
در توضيح اين پاسخ بايد دانست كه كلينى بابهايى را منعقد كرده و در هر باب احاديثى را براى اثبات مطلبى يا مطالبى فقهى يا كلامى يا اخلاقى يا . . . آورده است .
حال چهبسا روايات چندى در يك باب ذكر گردند كه در اثبات غرض مؤلف از گشودن باب ، دخالت داشته باشند ، هر چند تكتك آنها معتبر نباشد . مثلًا احاديث ابواب كتاب الحجه براى اثبات امامت ائمه معصومين و مناقب و كرامات ايشان آورده شده است . در اين ابواب لازم نيست تمام احاديث باب ثابت الانتساب باشند ، بلكه همين مقدار كه اين احاديث بر روى هم امامت ائمه را رسانده و مقامات والاى آنها را به اثبات برساند ، سبب مىگردد كه روايات را در ابواب مربوط ذكر كند . لذا در كتاب الحجه نام راويان بسيارى ديده مىشود كه در هيچ سند ديگرى ديده نشده و بسيار بعيد مىنمايد كه كسى تمام آنها را ثابتالوثاقه بداند .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: محمد قنبرى
ص٣٣٣