تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
عرضه بر مستقيم امام زمان ( عج ) صورت گيرد . به هر حال به جز اين دو كتاب التكليف و التأديب گزارشى از ارزيابى كتاب ديگرى از كتاب‌هاى قرن سوم بر نايبان امام زمان ( ع ) در مصادر حديثى و رجالى ديده نمىشود . 7 . راستى اگر كافى بر امام زمان ( عج ) عرضه شده باشد ، آيا كلينى خود در مقدمه كتاب يا در هنگام روايت آن بر شاگردان ، يا شاگردان وى در اجازات خود يا در كتب ديگر بدان تصريح نمىكردند ؟ آيا مؤلفان كتاب‌هاى رجال همچون شيخ طوسى و ابوالعباس نجاشى كه زبان به مدح كافى و كلينى گشوده‌اند و از كتب عرضه شده بر امامان در كتب خود ياد كرده‌اند ، بر اين امر تصريح يا اشاره نمىكردند ؟ چگونه مىتواند چنين امرى واقعيت داشته باشد در حالى كه در هيچ مصدرى از مصادر قدماء ، اندك اشارتى بدان ديده نمىشود ، و نخستين بار سيد ابن طاوس به اين احتمال اشاره كرده است . از عبارت وى هم روشن است كه وى آن را از مقدماتى چند استنتاج كرده ، نه اين كه گزارشى در اين زمينه به وى رسيده باشد . با توجه به آنچه گفته آمد ، مىتوان با اطمينان بر نادرستى ادعاى عرضهء كافى بر نايبان امام زمان ( عج ) تأكيد ورزيد . البته علّامه مجلسى مىفرمايد كه : مىتوان گفت كه ائمه اطهار عليهم السلام به تأليف كافى راضى بوده‌اند . « 1 » اين مطلب كاملًا روشن است ، ولى نمىتوان از آن نتيجه گرفت كه تمام احاديث كافى صحيح است . همچنانكه مىتوان اطمينان داشت كه ائمه اطهار عليهم السلام به تأليف جواهر راضى بوده‌اند ، ولى اين به معناى درستى تمام مطالب جواهر نيست .

دليل پنجم : مقدمه كافى « 2 »

مهمترين دليل بر اعتبار احاديث كافى ، عبارت مقدمهء كتاب است . وى پس از اشاره به درخواست تأليف كتابى مشتمل بر « الآثار الصحيحه عن الصادقين عليهم السلام و السنن
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 22 . ( 2 ) . اين بحث در خاتمه مستدرك و نيز در دروس آيت‌اللَّه والد ( مدظله ) با تفصيل بيشترى ذكر شده ولى ما آن را با تلخيص مىآوريم .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 331 | محمد قنبرى