بررسى دليل چهارم
اين دليل از زواياى چندى ناتمام است :
1 . مرحوم كلينى هيچ روايتى مستقيم از نواب اربعه نداشته و روايت غير مستقيم وى هم از ايشان بسيار اندك است « 1 » . اين امر نشان مىدهد كه بر خلاف ادعاى اين دليل ، وى هيچ ارتباطى ويژه با وكيلان حضرت نداشته است .
2 . هيچ دليلى در دست نيست كه كلينى مدت زمان بسيارى در بغداد زندگى مىكرده است . آنچهها مىدانيم اين است كه وى در سال 327 ق در بغداد بوده و در سال 329 در اين شهر درگذشته و به خاك سپرده شده است . البته با توجه به برخى از مشايخ عراقى وى همچون حميد بن زياد ( م 310 ق ) بعيد نيست كه وى در سال 310 يا قبل از آن نيز به عراق سفر كرده باشد ، ولى سفر وى به بغداد قبل از سال 327 ثابت نيست . وى سفرى هم به دمشق داشته « 2 » كه محتمل است در فاصله سال 327 و 329 باشد ، به هر حال ظاهراً در رى مىزيسته و گويا كافى را نيز در اين شهر تأليف كرده و ثابت نشده كه مدت اقامت وى در بغداد طولانى باشد .
3 . نواب اربعه در جو تقيهآميز شديدى مىزيستهاند . بيم از ستمگران كه يكى از اسباب غيبت حضرت ولى عصر ( عجل اللَّه تعالى فرجه ) به شمار آمده ، عملكرد ويژهاى را از سوى نايبان آن حضرت ايجاب مىكرد . بنابراين چهبسا آن بزرگواران نمىخواستهاند كه در مسائلى كه طرق ظاهرى براى حل آن وجود دارد ، ارتباطى با
هامش
( 1 ) . روايت كلينى از عثمان بن سعيد عمرى به طور صريح ديده نشده ، البته در اسنادى از كافى نام عثمان بن سعيد دراسناد ديده مىشود ( كافى ، ج 2 ، ص 318 ، ح 11 ؛ ج 5 ، ص 94 ، ح 9 ، و ص 548 ، ح 9 ؛ ج 6 ، ص 450 ، ح 3 ؛ ج 7 ، ص 8 ، ح 9 ) . در اين مورد علاوه بر احتمال وقوع تحريف ، دليلى نداريم كه مراد از عثمان بن سعيد نائب حضرت باشد . نام محمد بن عثمان هم در پارهاى اسناد كافى ديده مىشده ( كافى ، ج 2 ، ص 44 ، خ 2 و نيز در ج 3 ، ص 244 ، ح 4 و ص 245 ، ح 1 ) كه در دو مورد اخير گويا سند محرف بوده است . به هر حال دليلى نداريم كه مراد ، محمد بن عثمان بن سعيد باشد . بارى ، در كتاب كافى هيچ روايتى از نايبان امام رضا عليه السلام ثابت نشده است ( ر . ك . كافى ، ج 1 ، ص 329 ) ، ولى در ديگر كتب حديثى رواياتى اندك از كلينى از ايشان با واسطه ديده مىشود . رك : غيبة الطوسى ، ص 271 ، 290 ، 353 ؛ فرحة الغرى ، ص 112 ؛ كمال الدين ، ص 483 ، ح 4 ؛ دلائل الامامة ، ص 525 ، ح 498 ، گويا اين احاديث از كتاب رسائل الأئمهء مرحوم كلينى گرفته شده باشد .
( 2 ) . تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 56 ، ص 297 .