تصانيف مرحوم كلينى و روايات وى ، در زمان وكلاء و در هنگامى كه راهى براى تحقيق منقولات و تصديق مصنفات داشته صورت گرفته است .
وى با اين مقدمات درصدد اثبات عرضه كتاب بر يكى از وكلاء آن حضرت و تأييد آن از سوى ايشان ( كه عين تأييد امام عصر ( عج ) به شمار مىآيد ) برآمده است .
توضيح استدلال فوق
پيش از نقل ادامه محدث نورى ، توضيحاتى دربارهء استدلال مرحوم سيد ابن طاوس ، مفيد به نظر مىرسد :
اين كه ايشان اشاره مىكند كه مرحوم كلينى در بغداد وفات كرد ، ظاهراً اشاره به اين نكته را دارد كه وى در بغداد زيستگاه وكيلان امام عصر عليه السلام بوده ، لذا از جهت مكانى هيچ مشكلى براى عرضه كتاب بر وكيلان حضرت نداشته است .
نكته ديگر اين كه ايشان تاريخ وفات مرحوم كلينى را قبل از مرحوم سمرى مىداند . ذكر اين مقدمه براى رفع اين اشكال است كه شايد تأليف رسائل الائمه ، پس از وفات مرحوم سمرى انجام گرفته باشد كه با توجه به وفات كلينى قبل از مرحوم سمرى ، اين احتمال بى وجه خواهد بود .
البته در مورد كافى ظاهراً نيازى به اين مقدمه نيست ، چه در مشيخه تهذيب و استبصار تصريح شده كه برخى از محدثان در سال 327 در بغداد ، از كلينى جميع مصنفات و احاديث وى را به طريق سماع و اجازه دريافت داشتهاند . « 1 » اين عبارت نشان مىدهد كه لااقل كتاب كافى « 2 » ، در اين سال تأليف شده است . بىترديد در سال 327 على بن محمد سمرى زنده بوده است .
هامش
( 1 ) . مشيخه تهذيب ، ص 29 ( در پايان جلد دهم تهذيب ) ؛ مشيخه استبصار ، ج 4 ، ص 310 .
( 2 ) . اين طريق را شيخ طوسى براى رواياتى كه در تهذيب از كلينى نقل كرده آورده است . لذا نمىتوان كافى رامشمول آن ندانست . چون روايات شيخ طوسى از كلينى از ابواب مختلف برگرفته شده است . ولى شمول اين جمله نسبت به رسائل الائمه دشوار است . چون محتمل است مراد از عبارت فوق اين باشد كه راويان جميع مصنفات كلينى را كه تا سال 327 نگاشته از وى تحمل كردهاند . بنابراين با وجود اين احتمال كه رسائل الائمه پس از سال 327 به رشته تحرير درآمده باشد ، شمول اين عبارت نسبت به رسائل الائمه ثابت نيست .