تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
مطلبى بيش از صدق گفتار راوى نظر داشته باشد . « 1 » اعتبار تمام روايات راوى و عدم ملاحظه واسطه سند - از شخص متصف به اين وصف تا معصوم عليه السلام - از اين عبارت استفاده نمىشود . تفصيل بيشتر اين بحث را نيز به مباحث مربوط به بررسى اصطلاحات جرح و تعديل واگذار مىكنيم . در مرحله دوم هم مىگوييم كه وصف اوثق بودن كلينى ، دليل بر اين نيست كه كلينى بايد تمام اوصاف و مزاياى ديگر مردمان را در امر حديث دارا باشد . بلكه همين مقدار كه مجموع مزاياى حديثى وى بر مجموع مزاياى ديگران ترجيح داشته باشد ، براى اطلاق اين تعبير كفايت مىكند ، هر چند برخى امتيازى را دارا باشند كه كلينى از آن برخوردار نباشد .

دليل سوم

تأليف كتاب كافى به تصريح نجاشى ، بيست سال طول كشيده است . نجاشى در عبارت خود به اعتبار احاديث كافى نظر دارد و اگر كلينى به اعتبار تك‌تك روايات كتاب خود نظر نداشت ، نياز به اين زمان طولانى براى تأليف كتاب نبود .

بررسى دليل سوم

اين مطلب درست است كه كلينى در تأليف كافى ، تنها به جمع‌آورى احاديث نمىانديشيده ، بلكه فىالجمله به اعتبار احاديث هم نظر داشته است ؛ ولى اين امر دليل بر اعتبار تمام احاديث كافى نيست ، مدت زمان طولانى تأليف كتاب هم دليل بر اين امر نيست ، زيرا : اولًا : امكانات كلينى و ميزان كتاب‌هاى در دسترس وى معلوم نيست و چه بسا
هامش
( 1 ) . به نظر مىرسد كه كلمه صحيح الحديث مترادف درست گفتار است . مراد از حديث دراين عبارت كلام‌معصوم عليه السلام نيست . بلكه به معناى لغوى آن يعنى گفتار به كار رفته است . حديث هر فرد ، سخن مستقيم اوست نه سخن معصوم عليه السلام را كه با واسطه نقل مىكند . بنابر اين اگر مثلًا ابن ابى عمير بگويد : حدثنى معاوية بن عمار بن ابى عبداللَّه عليه السلام انه قال . . . ، حديث ابن عمير چيزى جز تحديث معاوية بن عمار نيست و درستى آن به اين است كه واقعاً معاوية بن عمرا چنين مطلبى را گفته باشد ، اما آيا معاوية بن عمار راست گفته يا خير ؟ از مفاد اين كلام بيرون است . در بحث اصحاب اجماع توضيحاتى گويا در اين زمينه آمده است .