گردآورى شده است . « 1 »
ليكن بديهى است كه نقل اين سخنان همراه با ذكر نام آن افراد ، مثل نقل معانى لغت از لغويين است ، و با اين مطلب كه كتاب كافى در ارتباط با اخبار معصومين عليهم السلام نوشته شده است ، منافات ندارد ، و به همين دليل اين امر به استدلال كسى كه به قطعى الصدور بودن احاديث كافى ، اعتقاد دارد ، خدشه وارد نمىكند .
* * * تا اينجا روشن شد كه كتاب كافى كتابى است شايان توجه ، به طورى كه بزرگترين و جامعترين كتاب مرجع براى مجتهدين به شمار مىرود ، ولى روايات آن قطعى الصدور نيست ، چه رسد به اينكه متواتر و يا مستفيض باشند ، و قراين خارجى نيز بر صحت و اعتبار تمامى اخبار آن دلالت ندارد ، بلكه كتاب كافى شامل اخبار صحيح و سقيم است و اين مجتهد و مستنبط است كه بايد صحيح و ضعيف آن را از همديگر تشخيص دهد .
جهت اطلاع دو روايت از كتاب كافى را كه نقلًا و عقلًا نمىتوان آن را صحيح دانست ذكر مىكنيم :
1 . از امام صادق عليه السلام در مورد آيهء شريفهء
« وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ »
« 2 » روايت شده است كه آن حضرت فرمود : « مراد از ذكر ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است ، و اهل بيت او مرجع در پرسش هستند و مقصود از ذكر ، خود آناناند » . « 3 »
مىپرسيم : اگر مراد از « ذكر » پيامبر صلى الله عليه و آله باشد ، پس مراد از كاف خطاب ، در
« لَكَ »
كه مخاطب آيه است ( حضرت رسول صلى الله عليه و آله ) كيست ؟
البته وجود چنين اخبار شاذى از عظمت كتاب كافى نمىكاهد و كدام كتاب به جز كتاب اللَّه است ، كه خالى از اشكال باشد ؟ !
2 . جهت مطالعه مورد دوم به كتاب كافى مراجعه كنيد . « 4 »
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 103 - 101 .
( 2 ) . زخرف : آيهء 44 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 210 ، باب انّ اهل الذكر الذين امر اللَّه الخلق بسؤالهم هم الائمه عليهم السلام ، حديث 2 و 4 .
( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 237 .