كسى با رأى خود نمىتواند در ميان اخبار متعارض خبر حق و اصل از ائمه عليهم السلام را تشخيص بدهد ، بلكه بايد به كمك مرجحاتى كه امام عليه السلام فرموده است ، اين كار صورت گيرد ، آنجا كه مىفرمايد : « اخبار را بر قرآن عرضه كنيد ، خبر موافق با قرآن را گرفته و مخالف با آن را رد كنيد » و باز فرموده است : « ترك كنيد خبرى را كه موافق عامه است ، زيرا هدايت در مخالفت با آنهاست » . و نيز فرمودهاند : « به خبر مشهور عمل كنيد ، زيرا در مشهور شكى نيست » . ولى در اين باره به جز اندكى را نمىتوانيم بشناسيم ، از اين رو احوط و اوسع اين است كه علم اينها را به امام عليه السلام برگردانيم و خود طبق قول امام عليه السلام كه فرمود : « بِايِّهِما اخَذتُم مِن بابِ التَّسليمِ وَسِعَكُم » ، عمل كنيم .
از اين سخن مرحوم كلينى بر مىآيد كه خود ايشان اعتقاد جزمى به صدور تمامى اخبار كافى از ناحيهء معصومين عليهم السلام نداشته است ، و گرنه بيان مرجحات از قول معصوم عليه السلام لزومى نداشت . گذشته از اين ، اگر واقعاً خود وى اعتقاد به صحت تمامى اخبار آن داشت ، اين اعتقاد با عبارت واضحى به ديگران منتقل و پخش مىشد ، كما اينكه راجع به يكى از صدوق رحمه الله كه در طبقهء بعد از مرحوم كلينى است ، چنين اظهارنظرى رسيده است . بلكه بر صدوق لازم بود كه اخبارى را كه كلينى صحيح دانسته صحيح ، و اخبارى را كه وى مردود دانسته ، مردود بداند ؛ زيرا كلينى از استاد صدوق محمد بن الحسن بن وليد كمتر نيست ، كه صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه مىنويسد : « اما خبر نماز روز غديرخم و ثوابى را كه براى روزهدار در آن روز ذكر شده است ، شيخ ما محمد بن الحسن آن را صحيح نمىداند ، و معتقد است كه آن خبر از طريق محمّد بن موسى همدانى كه ثقه نيست ، رسيده است و هر خبرى كه اين شيخ ما آن را صحيح نداند ، ما آن را غير صحيح دانسته و آن را ترك مىكنيم » . « 1 »
همچنين فرموده است : « شيخ ما محمد بن الحسن بن احمد بن الوليد - رضى اللَّه عنه - نسبت به محمد بن عبداللَّه مسمعى راوى حديث بدگمان بود ، و علت اينكه اين خبر را در اين كتاب نقل كردم ، آن بود كه در كتاب الرحمه ذكر شده بود و من آن را نزد وى خواندم و او آن را انكار نكرد و آن را براى من نقل نمود » . « 2 » اينها همه اشاره به اين
هامش
( 1 ) . الفقيه ، ج 2 ، باب صوم التطوع وثوابه ، در ذيل حديث 241 .
( 2 ) . العيون ، ج 2 ، باب ما جاء عن الرضا عليه السلام ، من الاخبار المنثورة ، ذيل حديث 45 .