نيستند ، بلكه خلاف آن دو ثابت شده است :
1 . اينكه مرحوم كلينى مقيم بغداد بوده و در جلو چشم نُواب در آنجا مشغول تأليف كافى بوده است و بين او و نواب امام ( عج ) ارتباط تنگاتنگ وجود داشته است .
2 . اينكه همان غرضى كه در عرضهء كتاب التكليف به ابى القاسم بن روح وجود داشته ، در عرضهء كتاب كافى نيز موجود بوده است .
حال به بررسى اين دو امر مىپردازيم :
نقد امر نخست
اولًا . صريح عبارت نجاشى در احوال كلينى كه گفت « شَيخُ اصْحابِنا في وَقْتِهِ بِالرّىِّ وَوَجْهُهُمْ » اين است كه وى مقيم رى بوده و در همان شهر مشغول نوشتن كتاب كافى بوده است ، و تنها در اواخر عمرش بوده كه به بغداد كوچ كرده است . البته زمان رفتن او به بغداد و مدت اقامت او در آن شهر براى ما معلوم نيست ، هر چند برخى گفتهاند كه او دو سال آخر عمرش را در بغداد بوده است ؛ از اين رو بسيار بعيد است كه شاگردانش در رى در طول اقامت ايشان در آنجا ، از آن نسخه بردارى نكرده و آن را پخش نكرده باشند و در اين صورت ، عرضهء آن را به نواب و احتياطكارى در مورد كتابى كه پخش شده است ، فايدهاى ندارد . اين امر زمانى مفيد خواهد بود كه قبل از پخش صورت گيرد ، تا مطالب مورد نياز اصلاح شود .
ثانياً . بين ايشان و نواب ، ارتباط وجود نداشته است . شاهد آن اين است كه در هيچ كجاى كافى روايتى از نواب نقل حتى در مورد حضرت حجت ( عج ) است . اگر چنين ارتباطى وجود داشت ، بايد احاديثى را از آنها نقل مىكرد .
ثالثاً . اگر ايشان و يا يكى از شاگردانش ، كتاب را به محضر يكى از نواب عرضه مىكرد ، قطعاً آن را در مقدمهء كتاب كه پس از پايان كتاب نوشته شده است ، متذكر مىشد . اما اينكه محدث نورى فرمودند : « كتابهايى به اجداد بزرگوار امام زمان ( عج ) عرضه مىشد ولى در عين حال خبر آن شهرت نيافته است ، بلكه فقط از يك و يا دو طريق براى ما نقل شده است » درست نيست ، زيرا كتابهاى مورد نظر