صرفنظر كرده و وى را تضعيف مىكنند ، وى داراى چند كتاب است » . نجاشى در ادامه مىنويسد : « من او را ديدم و روايات بسيارى از او شنيدم ، اما خودم مستقيماً از او نقل نمىكنم ، بلكه با واسطه از او روايت نقل مىكنم » . « 1 »
با وجود اين ، نهايت چيزى كه در اينجا مىتوان گفت اين است كه مرحوم كلينى در كتابش مستقيماً فقط از ثقات نقل كرده ، اما با واسطه - هم از ثقه و هم از غير ثقه - نقل كرده است ، اما اينكه شخصى ملتزم باشد تا روايتى نقل كند كه تمامى راويان سلسلهء سند آن ثقه باشند ، چنين چيزى در مورد كسى جز كسانى كه به اين امر معروفاند ، مثل ابن ابى عمير ، صفوان و بزنطى ثابت نشده است .
خامساً . اينكه تأليف كتاب كافى ، بيست سال به طول كشيده است ، فقط به خاطر تشخيص صحيح از غير صحيح و جمعآورى روايات مورد وثوق نبوده است ، بلكه اين امر يكى از اهداف ايشان بوده است و لذا اهداف ديگرى هم در ميان بوده ، مانند تلاش در جهت دستيابى به نسخههاى صحيحى كه نزد مشايخ خوانده و يا از آنها شنيده شده بود و نيز انتخاب صحيح از غلط ، و اصح از صحيح ، و دقت كافى در مضمون حديث و قرار دادن آن در باب مناسب خود و ديگر عوامل وقتگير در آن زمان كه امر تأليف كار آسانى نبود ، و اين طور نبود كه كتابهاى چاپى ، در دسترس و موجود باشند ؛ البته با وجود اين ، هدف ايشان مجرد جمعآورى حديث بدون دقت در جهات مختلف مثل ملاحظه اسناد و متون نبوده است ، ولى اينگونه هم نبوده كه اصلًا محتاج بررسى اسناد نباشد . به هر حال كتاب كافى با همهء جلالتى كه دارد ، يك كار فردى بوده و ممكن نيست خالى از خطا و لغزش باشد ، و زحمات زياد كلينى مورد سپاس است و همگان بدان نياز دارند ، ولى با اين حال نمىشود تنها به كافى كفايت كرد .
وجه سوم : وجود مؤلف در عصر غيبت صغرى
سيد على بن طاووس در كشف المحجّة در اثبات اعتبار وصيت معروف امام على عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام كه از كتاب رسائل الائمة كلينى نقل كرده است ، به
هامش
( 1 ) . فهرس النجاشى ، شمارهء 1059 .